تبلیغات
معراج السعاده - مطالب نگاهی بر زندگی دوازده امام-علامه حلی
معراج السعاده
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من

گذرى بر زندگى امام دهم حضرت هادى (ع )

ویژگیهاى زندگى امام هادى (ع )

مقام امامت ، بعد از امام جواد (علیه السلام ) به پسرش ابوالحسن ، امام على بن محمّد (علیه السلام ) رسید؛ زیرا همه خصلتهاى امامت در او جمع بود و وجودش سرشار از فضایل و مناقب بود و هیچ كس جز او نبود كه مقام پدرش به او ارث برسد، به علاوه پدرش امام جواد (علیه السلام ) با تصریح و با اشاره ، امامت و جانشینى آن حضرت را بعد از خودش بیان فرمود.
امام هادى (علیه السلام ) در روستایى به نام ((صریّا)) نزدیك مدینه در نیمه ماه ذیحجّه سال 213 هجرى ، چشم به این جهان گشود و در ((سامرّا)) در ماه رجب (سوّم ماه ) در سال 254 هجرى در حالى كه 41 سال و چند ماه از عمرش مى گذشت ، به شهادت رسید.
متوكّل (دهمین خلیفه عبّاسى ) آن حضرت را به وسیله ((یحیى بن هرثمة بن اعین )) از مدینه به شهر((سامرا))احضاركردوآن حضرت در سامرا سكونت نمود تا به شهادت رسید.
مدّت امامت آن حضرت 33سال بود.مادرش اُمّ ولد بود و ((سَمانه )) نام داشت .

امام هادى (علیه السلام ) در (سوّم ) ماه رجب سال 254 در سامرا چشم از جهان فروبست و جسد مطهّرش در همان خانه اى كه سكونت داشت ، به خاك سپرده شد،

امام هادى (علیه السلام ) ده سال و چند ماه در سامرا (دور از وطن و تحت نظر) بود تا جان به جان آفرین تسلیم نمود و به شهادت رسید.






نوع مطلب : نگاهی بر زندگی دوازده امام-علامه حلی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 5 خرداد 1391

جریان شهادت على (ع )

حضرت على (علیه السلام ) قبل از سپیده دم شب جمعه 21 ماه رمضان سال چهلم هجرت ، دار دنیا را وداع كرد، و بر اثر ضربتى كه بر فرقش زدند به شهادت رسید، این ضربت را ((ابن ملجم مرادى )) - لعنت خدا بر او باد - در مسجد كوفه بر آن حضرت وارد ساخت ، امام على (علیه السلام ) سحر شب نوزدهم ماه رمضان سال چهلم هجرت ، از خانه به سوى مسجد روانه شد، ابن ملجم از آغاز آن شب در كمین آن حضرت بود، آن حضرت (طبق معمول ) به مسجد آمد و مثل همیشه خفتگان را براى نماز بیدار مى كرد، ابن ملجم در میان خفتگان بیدار بود وى خود را به خواب زده و كارش را پنهان نموده بود كه ناگهان برخاست و به على (علیه السلام ) حمله كرد و شمشیر زهرآگین خود را بر فرق مقدّس على (علیه السلام ) وارد نمود. على (علیه السلام ) پس از این حادثه ، بسترى شد تا اینكه در ثلث آخر شب بیست و یكم ، مظلومانه به لقاى حق پیوست و شهد شهادت نوشید [ولى طبق مدارك متعدد، آن حضرت در محراب عبادت ، هنگام نماز، ضربت خورد]. 





نوع مطلب : نگاهی بر زندگی دوازده امام-علامه حلی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 28 بهمن 1390

آیه ولایت

 
صرف نظر از این امور، خداوند در قرآن ، به ولایت و امامت او تصریح كرده ، آنجا كه مى خوانیم :
(اِنَّما وَلِیُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ الَّذیِنَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَیُؤْتُونَ الزَّكوةَ وَهُمْ راكِعُونَ ). (48)
((سرپرست و رهبر شما تنها خداست و پیامبر او و آنان كه ایمان آوردند و نماز را برپا مى دارند و در حال ركوع ، زكات مى پردازند)).
و (بر مطلعین ) آشكار است كه غیر از على (علیه السلام ) كسى نبود كه در ركوع ، صدقه بدهد (49) و به اتفاق ارباب لغت ، واژه ((ولىّ)) به معناى ((برتر و سزاوارتر)) است و وقتى كه امیر مؤ منان على (علیه السلام ) به حكم قرآن برترین و سزاوارترین بوده و بر خود مردم اَوْلى و سزاوارتر باشد - زیرا به تصریح قرآن (در آیه فوق ) این موهبت به او داده شده - در این صورت بدون هرگونه ابهام واجب است كه همه مردم از او اطاعت كنند، چنانكه اطاعت آنان از خدا و رسول خدا واجب مى باشد.





نوع مطلب : نگاهی بر زندگی دوازده امام-علامه حلی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 28 بهمن 1390

آیه انذار-امام علی (ع)

دلیل دیگر حدیث ((یومُ الدّار)) است كه پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) فرزندان و نوادگان عبدالمطلب را (در آغاز بعثت ) براى دعوت به اسلام در خانه اش جمع كرد (50) آنان در آن روز چهل مرد - یكى كمتر یا یكى زیادتر - بودند (چنانكه محدّثین ذكر كرده اند) و سپس به آنان فرمود: اى فرزندان عبدالمطلب ! خداوند مرا به پیامبرى بر همه مردم جهان برانگیخت و بخصوص مرا پیامبر شما نمود، و فرمود:
(وَاَنْذِرْ عَشِیرَتَكَ الاقْرَبِینَ ) (51) ؛ ((و خویشاوندان نزدیكت را انذار كن )).
و من شما را به دو كلمه اى كه گفتن آن در زبان آسان است ، ولى در میزان گران و سنگین مى باشد و شما در پرتو این دو كلمه ، سرور عرب و عجم خواهید شد و همه امّتها به خاطر این دو كلمه مطیع شماخواهند گردید و شما در پرتو آن وارد بهشت مى شوید و از آتش دوزخ ، نجات مى یابید، دعوت مى كنم و آن دو كلمه عبارت است از:

الف : گواهى به یكتایى و بى همتایى خدا.
ب : گواهى به اینكه من رسول خدا هستم .


بقیه در ادامه مطلب ...



ادامه مطلب


نوع مطلب : نگاهی بر زندگی دوازده امام-علامه حلی، مطالب برگزیده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 28 بهمن 1390

گذرى بر زندگى امام اوّل حضرت على (ع )

ویژگیهاى زندگى على (ع )

1 - على (علیه السلام ) نخستین امام مؤ منین و رهبر مسلمانان و اوّلین خلیفه بعد از رسول خدا، پیامبر راستین و امین اسلام محمّد بن عبداللّه خاتم پیامبران - صلوات خدا بر او و دودمان پاكش باد - است (46) او كه برادر و پسر عمو و وزیر پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) و داماد آن حضرت ؛ یعنى شوهر دخترش حضرت فاطمه زهرا - سلام اللّه علیها - سرور بانوان دو جهان است ، امیرمؤ منان على بن ابیطالب بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف ، سرور اوصیا - بهترین صلوات و سلام بر او باد - .

2 - كنیه على (علیه السلام ) ابوالحسن است ، او در روز جمعه سیزدهم رجب سال سى ام ((عام الفیل )) (ده سال قبل از بعثت ) در مكه در بیت الحرام داخل كعبه خانه خدا، دیده به این جهان گشود كه هیچ كس قبل از او و بعد از او، در این خانه خدا تولّد نیافت و نمى یابد و این نشانگر موهبت و احترام و توجّه خاصّ خداوند به وجود على (علیه السلام ) است و بیانگر مقام بسیار ارجمند اوست .

3 - مادر آن بزرگوار، فاطمه دختر اسد بن هاشم بن عبد مناف (س ) است كه براى رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) (نیز) همچون یك مادر بود و رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) در دامن او رشد كرد و آن حضرت همیشه سپاسگزار نیكیهاى او بود. فاطمه بنت اسد، در صف نخستین ایمان آورندگان به اسلام ، ایمان آورد و همراه جمعى از مهاجرین با آن حضرت به سوى مدینه هجرت كرد و وقتى كه از دنیا رفت (47) ، پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) او را با پیراهن مخصوص خود كفن نمود تا به وسیله آن از آزار حشرات زمین حفظ گردد و در قبر او (قبل از دفنش ) خوابید تا بدین وسیله فشار قبر به او نرسد و اقرار به امامت پسرش امیرمؤ منان على (علیه السلام ) را به او تلقین كرد، تا پس از دفن ، وقتى از او در مورد آن سؤ ال شد بتواند پاسخ دهد و این همه توجّهات مخصوص پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) به مادر على (علیه السلام ) به خاطر آن مقام ارجمندى بود كه او در نزد پروردگار و نزد آن حضرت داشت . این سرگذشت بین تاریخ نویسان مشهور است .


بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب


نوع مطلب : نگاهی بر زندگی دوازده امام-علامه حلی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 28 بهمن 1390

حدیث مَنْزلَت

دلیل دیگر ((حدیث مَنْزِلَت )) است كه پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) هنگامى كه با سپاه اسلام روانه سرزمین تبوك (در سال نهم هجرت ) بود به على (علیه السلام ) رو كرد و فرمود:
((اَنْتَ مِنِّى بِمَنْزَلَةِ هارُونُ مِنْ مُوسى اِلاّ اَنَّهُ لانَبِىَّ بَعْدِى )).
((نسبت مقام تو به من ، همانند نسبت مقام هارون به موسى (علیه السلام ) است ، با این فرق كه بعد از من ، پیامبرى نخواهد بود)).
با این بیان ، مقام وزارت و اختصاص در دوستى و برترى بر همگان و جانشینى آن حضرت در زمان حیات پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) و بعد از حیاتش را فرض و ثابت كرد، چنانكه قرآن به همه این ویژگیها در مورد هارون نسبت به موسى (علیه السلام ) گواهى مى دهد، خداوند در این باره مى فرماید موسى گفت :
(وَاجْعَلْ لِى وَزِیرا مِنْ اَهْلى # هارُونَ اَخِى # اشْدُدْ بِهِ اَزْرِى # وَاَشْرِكْهُ فِى اَمْرِى # كَىْ نُسَبِّحَكَ كَثِیرا # وَنَذْكُرَكَ كَثِیرا # اِنَّكَ كُنْتَ بِنا بَصیِرا ). (55)
((خدایا! وزیرى از خاندانم براى من قرار ده ، برادرم هارون را، به وسیله او پشتم را محكم كن ، او را در كار من شریك گردان تا تو را بسیار تسبیح گوییم و تو را بسیار یاد كنیم ، چرا كه تو همیشه از حال ما آگاه بوده اى )).
خداوند در پاسخ به درخواست موسى (علیه السلام ) فرمود:(... قَدْ اُوتِیتَ سُؤْلَكَ یا مُوسى ) (56) ؛ ((آنچه را خواسته اى به تو داده شد اى موسى )).

بقیه در ادامه مطلب ...



ادامه مطلب


نوع مطلب : نگاهی بر زندگی دوازده امام-علامه حلی، مطالب برگزیده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 28 بهمن 1390

حدیث غدیر

دلیل دیگر، گفتار رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) در ماجراى ((غدیر خُمّ)) است كه همه امّت اسلامى براى شنیدن سخن آن حضرت در سرزمین غدیر، اجتماع كردند. (54) پیامبر( صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) در ضمن گفتارش به آنان فرمود:((اَلَسْتُ اَوْلى بِكُمْ مِنْكُمْ بِاَنْفُسِكُمْ؛ آیا من به شما از خودتان به خودتان برتر و سزاوارتر نیستم ؟))
همه در پاسخ گفتند:((آرى ، خدا را گواه مى گیریم )).
پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) به دنبال این سخن ، بدون فاصله فرمود:((مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىُّ مَوْلاهُ؛ ((هركس كه من مولا و رهبر او هستم ، پس على (علیه السلام ) مولا و رهبر اوست )).
پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) با این سخن ، اطاعت از على (علیه السلام ) و ولایتش (یعنى رهبرى و فرمانروائیش ) را بر اُمّت واجب كرد چنانكه اطاعت و فرمانروایى خودش بر آنان واجب ، بود و در این مورد از آنان اقرار گرفت و آنان انكار نكردند. و این جریان نیز دلیل روشنى بر امامت و جانشینى على (علیه السلام ) است و هیچ گونه ابهامى در آن نیست.






نوع مطلب : نگاهی بر زندگی دوازده امام-علامه حلی، مطالب برگزیده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 28 بهمن 1390

قبر امام علی (ع) مخفی بود تا دوره امام صادق (ع) آشکار شد


آن بزرگوار قبلاً از چنین حادثه اى آگاه بود و به مردم خبر مى داد، (چنانكه در این باره روایاتى ذكر مى شود). به دستور خود آن حضرت ، كار غسل و كفن نمودن آن حضرت را دو پسرش حسن و حسین (علیهماالسلام ) انجام دادند، سپس جنازه آن حضرت را به سوى سرزمین ((غرى )) یعنى نجف كوفه بردند و در آنجا به خاك سپردند و طبق وصیت آن حضرت ، قبرش را پنهان نمودند) زیرا آن حضرت مى دانست كه بعد از او، بنى امیّه روى كار مى آیند و بر اثر دشمنى و كینه توزى و خباثتى كه دارند به هرگونه كار زشت (حتى نبش قبر و توهین به جنازه ) دست مى زنند، از این رو قبر آن حضرت در دوران زمامدارى بنى امیّه ، همچنان مخفى بود تا اینكه امام صادق (علیه السلام ) پس از روى كار آمدن بنى عباس ، آن را نشان داد (59) وقتى كه از مدینه به سوى ((حیره )) (سه منزلى كوفه ) براى دیدار منصور دوانیقى ، رهسپار بود، قبر على (علیه السلام ) را زیارت كرد، به این ترتیب ، شیعیان ، قبر آن حضرت را شناختند و دریافتند كه آنجا محل زیارت اوست (درود بى كران خداوند بر او و بر دودمان پاكش باد) او هنگام شهادت 63 سال داشت .





نوع مطلب : نگاهی بر زندگی دوازده امام-علامه حلی، مطالب برگزیده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 28 بهمن 1390

ملاقات ابن ملجم با قُطّام و مهریّه قُطّام


ابن ملجم در كوفه روزى به دیدار یكى از هم مسلكان خود كه از قبیله ((تیم رباب )) بود رفت ، تصادفا قُطّام (زن زیبا چهره ) در آنجا بود، قطّام دختر اخضر تیمى بود كه پدر و برادرش در جنگ نهروان به دست امیرمؤ منان على (علیه السلام ) كشته شده بودند و او از زیباترین بانوان آن زمان بود، وقتى كه ابن ملجم او را دید، عاشق و شیفته او شد و عشق او در دلش جاى گرفت ، به طورى كه در همان مجلس از او خواستگارى كرد.
قطام گفت :((چه چیز را مهریّه من قرار مى دهى ؟)).
ابن ملجم گفت :((هرچه را بخواهى آماده ام آن را بپردازم )).
قُطّام گفت :((مهریّه من عبارت است از سه هزار درهم و یك كنیز و یك غلام و كشتن على بن ابى طالب )).
ابن ملجم گفت :


بقیه در ادامه مطلب ...




ادامه مطلب


نوع مطلب : نگاهی بر زندگی دوازده امام-علامه حلی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 28 بهمن 1390

قبر شریف على (ع ) و خاكسپارى آن حضرت

روایاتى كه بیانگر محل قبر و چگونگى خاكسپارى جسد پاك امیرمؤ منان على ( علیه السلام ) است ، از این قرار مى باشد:
1 - ((حیان بن على غنوى )) مى گوید: یكى از غلامان على (علیه السلام ) براى من تعریف كرد: هنگامى كه على (علیه السلام ) در بستر شهادت قرار گرفت ، به امام حسن و امام حسین ( علیهماالسلام ) فرمود وقتى كه من از دنیا رفتم ، مرا بر تابوتى بگذارید و از خانه بیرون ببرید، دنبال تابوت را بگیرید، جلو تابوت را دیگران (فرشتگان ) برمى دارند، سپس ‍ جنازه مرا به سرزمین ((غریین )) (نجف ) ببرید، به زودى در آنجا سنگ سفید و درخشانى مى یابید، همانجا را بكَنید در آنجا لوحى مى بینید مرا در همانجا دفن كنید.
غلام مى گوید: پس از شهادت آن حضرت (مطابق وصیّت ) جنازه او را برداشتیم و از خانه بیرون بردیم ، دنبال جنازه را گرفتیم ولى جلو جنازه ، خود برداشته شده بود، صداى آهسته و كشیده اى مى شنیدیم تا اینكه به سرزمین غریین رسیدیم ، در آنجا سنگ سفید درخشنده اى دیدیم ، آنجا را كندیم ، ناگهان لوحى دیدیم كه در آن نوشته بود:
((اینجا مكانى است كه نوح (علیه السلام ) آن را براى على بن ابیطالب (علیه السلام ) ذخیره كرده است )). جسد آن حضرت را در آنجا به خاك سپردیم و به كوفه بازگشتیم و ما از این تجلیل و احترام خدا به امیرمؤ منان (علیه السلام ) خوشحال و شادمان بودیم ، با جمعى از شیعیان دیدار كردیم كه به نماز بر جنازه آن حضرت ، نرسیده بودند، جریان خاكسپارى و كرامت و احترام خدا را براى آنان بازگو كردیم . آنان به ما گفتند:((ما نیز مى خواهیم ، آنچه را شما دیدید، بنگریم )) به آنان گفتیم : طبق وصیت على (علیه السلام ) قبر او پنهان شده است ، آنان توجّه نكردند و رفتند و سپس بازگشتند و گفتند:((ما آن مكان را كندیم ولى چیزى ندیدیم )).





نوع مطلب : نگاهی بر زندگی دوازده امام-علامه حلی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 28 بهمن 1390

دستگیرى ابن ملجم و هلاكت او

ابن ملجم در حال فرار بود، مردى از قبیله هَمْدان ، به او رسید قطیفه اى را كه در دست داشت به روى او انداخت و او را به زمین افكند و شمشیرش را از دستش گرفت و سپس ‍ او را نزد امیرمؤ منان على (علیه السلام ) آورد. ولى سوّمین همدست ضاربین (وردان بن مجالد) فرار كرد و در ازدحام جمعیت ناپدید شد. (68)
امیرمؤ منان على (علیه السلام ) وقتى كه به ابن ملجم نگاه كرد فرمود:((یك تن در برابر یك تن (69) ، اگر من از دنیا رفتم ، او را همانگونه كه مرا كشته بكشید و اگر زنده ماندم ، خودم راءیم را درباره او اجرا مى كنم )).
ابن ملجم - لعنت خدا بر او - گفت : من این شمشیر را به هزار درهم خریده ام و با هزار درهم زهر، آن را زهرآگین نموده ام ، اگر به من خیانت كند، خدا آن را دور سازد.
او را از حضور امیرمؤ منان على (علیه السلام ) بیرون بردند. مردم از شدّت خشم گوشت بدن او را با دندانشان مى گزیدند و به او مى گفتند:
((اى دشمن خدا! این چه كارى بود كه انجام دادى ؟ امّت محمّد (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) را درهم شكستى و بهترین انسانها را كشتى ))، ولى ابن ملجم ساكت بود و سخنى نمى گفت ، او را زندانى كردند.
سپس مردم به حضور امیرمؤ منان على (علیه السلام ) آمدند و عرض كردند:((اى امیرمؤ منان ! درباره این دشمن خدا دستورى به ما بده ، او امت را به نابودى كشاند و دین را تباه ساخت )).


بقیه در ادامه مطلب ...



ادامه مطلب


نوع مطلب : نگاهی بر زندگی دوازده امام-علامه حلی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 28 بهمن 1390

حدیث برائت

یكى از ویژگیهاى مخصوص امیرمؤ منان على (علیه السلام ) آن چیزى است كه ((در حدیث برائت )) آمده (كه در سال نهم هجرت اتفاق افتاد) پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) (آیات برائت و بیزارى از مشركان را كه در آغاز سوره توبه آمده ) نخست به ابوبكر سپرد تا به مكّه برود و در مراسم حجّ آن را اعلان كند، ابوبكر به سوى مكه رهسپار شد، چندان از مدینه دور نشده بود كه جبرئیل بر پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) نازل شد و عرض كرد: خداوند به تو سلام مى رساند و مى فرماید:

((لا یُؤَدّىِ عَنْكَ اِلاّ اَنْتَ اَوْ رَجُلٌ مِنْكَ؛ اعلان بیزارى از مشركان نباید انجام گیرد جز به وسیله خودت یا مردى از خودت )).
رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) على (علیه السلام ) را طلبید و به او فرمود:((بر شتر غضبا سوار شو و به سوى ابوبكر برو و نامه برائت از مشركین را از او بگیر و خودت آن را به مكّه ببر و به مشركان ابلاغ كن و ابوبكر را مخیّر كن ، اگر خواست همراه تو به مكّه بیاید و اگر خواست به مدینه بازگردد)).
حضرت على (علیه السلام ) سوار بر شتر غضبا (شتر مخصوص رسول خدا) (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) شد و حركت كرد تا به ابوبكر رسید، همینكه ابوبكر آن حضرت را دید، پریشان گشت و به سوى على (علیه السلام ) متوجّه شد وقتى به او رسید، گفت :((اى ابوالحسن ! براى چه آمده اى ؟ آیا مى خواهى با ما به مكّه بیایى و یا براى امر دیگرى آمده اى ؟)).
امیرمؤ منان على (علیه السلام ) فرمود:


بقیه در ادامه مطلب ...



ادامه مطلب


نوع مطلب : نگاهی بر زندگی دوازده امام-علامه حلی، مطالب برگزیده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 28 بهمن 1390

پاكسازى حرم خدا از بت

وقتى كه رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) وارد مسجدالحرام (كنار كعبه ) شد، دید 360 بت در آنجا نهاده شده كه بعضى از آنها را با بعضى دیگر به وسیله سرب ، به هم چسبانده اند، به امیرمؤ منان على (علیه السلام ) فرمود:((مشتى از ریگ زمین را به من بده ))، على (علیه السلام ) مشتى از خاك و ریگ از زمین برداشت و به پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) داد، رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) آن ریگها را به روى بتها مى پاشید و مى فرمود:

(وَقُلْ جاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْباطِلُ اِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً ).

((و بگو حق فرا رسید و باطل نابود شد، و قطعا باطل نابود شدنى است )). (103)
همان دم همه آن بتها سرنگون شدند، سپس پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) دستور داد آنها را از مسجد بیرون بردند و شكستند و به دور ریختند.





نوع مطلب : نگاهی بر زندگی دوازده امام-علامه حلی، مطالب برگزیده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 28 بهمن 1390

 آیه مُباهِله


پس از آنكه بعد از فتح مكّه و پیروزیهاى دیگر به دنبال آن اسلام (به طور سریع و وسیع ) گسترش یافت و پایه هاى آن پى ریزى و استوار گشت و داراى شكوه و قدرت چشمگیر شد، از اطراف و اكناف ، گروهها و هیاءتهایى به مدینه آمده و به حضور رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) شرفیاب مى شدند، بعضى رسما قبول اسلام مى كردند و بعضى امان مى خواستند (تا در امنیت حكومت اسلامى آسوده خاطر باشند) یكى از این هیاءتها كه از نجران (مركز مسیحیان و روحانیّون مسیحى واقع در یكى از نواحى یمن ) به مدینه آمد، هیاءت مسیحیان بود.
كشیش بزرگ مسیحیان به نام ((ابوحارثه )) همراه سى نفر از مسیحیان این هیاءت را تشكیل مى داد، افراد برجسته اى همچون ((عاقب )) ، ((سیّد)) و ((عَبْدُالْمَسِیح )) نیز این هیاءت را همراهى كردند اینان در حالى كه لباس ابریشمى و صلیب پوشیده بودند، هنگام نماز عصر (114) وارد مدینه شدند پس از آنكه پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) نماز عصر را با جماعت خواند، هیاءت مزبور كه در پیشاپیش آنان اُسْقف اعظم مسیحیان (ابوحارثه ) قرار داشت ، به حضور رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) رسیدند و بحث و مذاكره شروع شد، به این ترتیب :
اسقف :اى محمد!نظرشمادرباره حضرت مسیح عیسى بن مریم (علیه السلام ) چیست ؟
پیامبر:((مسیح بنده خداست و خداوند او را از میان بندگانش برگزیده و انتخاب نموده است )).
اسقف : اى محمد! آیا براى مسیح (علیه السلام ) پدرى كه موجب تولّد او شده باشد سراغ دارى ؟
پیامبر:((آمیزش و جریان زناشویى در كار نبوده ، تا او داراى پدر باشد)).
اسقف : پس چگونه مسیح (علیه السلام ) را مخلوق مى دانى با اینكه هیچ بنده مخلوقى دیده نشده جز اینكه بر اساس زناشویى بوده و پدر داشته است ، در پاسخ این سؤ ال این آیات به پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) نازل شد:
(اِنَّ مَثَلَ عِیسى عِنْدَ اللّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ كُنْ فَیَكُونُ # اَلْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلاتَكُنْ مِنَ الْمُمْتَرِینَ # فَمَنْ حاجَّكَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ ماجاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوا نَدْعُ اَبْنائَنا وَاَبْنائَكُمْ وَنِسائَنا وَنِسائَكُمْ وَاَنْفُسَنا وَاَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللّهِ عَلَى الْكاذِبِینَ ). (115)
((مثل عیسى نزد خدا همچون مثل آدم است كه او را از خاك آفرید و سپس به او فرمود: موجود باش ، او هم فورا موجود شد، اینها حقیقتى است از جانب پروردگار تو، بنابراین ، از تردید كنندگان مباش . هرگاه بعد از علم و آگاهى كه (درباره مسیح ) به تو رسیده (باز) كسانى با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آنان بگو بیایید ما فرزندان خود را دعوت مى كنیم ، شما هم فرزندان خود را، ما زنان خویش را دعوت مى كنیم ، شما هم زنان خود را، ما از نفوس خود دعوت مى كنیم ، شما هم از نفوس خود دعوت كنید، آنگاه مباهِله مى كنیم و لعنت خود را بر دروغگویان قرار مى دهیم )).
پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) این آیات را براى هیاءت مسیحیان خواند [پس از گفت و شنود، هیاءت مسیحیان به پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) گفتند سخنان شما ما را قانع نكرد ما حاضریم با شما مباهله كنیم ].
پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) آنان را دعوت به مباهله كرد  و فرمود:


بقیه در ادامه مطلب ...



ادامه مطلب


نوع مطلب : نگاهی بر زندگی دوازده امام-علامه حلی، مطالب برگزیده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 28 بهمن 1390

حدیث ردّالشَّمس

یكى از معجزات و براهین روشن الهى كه خداوند به خاطر امیرمؤ منان على (علیه السلام ) آن را آشكار نمود، حادثه ((ردّالشّمس )) (برگشتن خورشید است ) كه روایات بسیار و سیره نویسان و مورّخین آن را نقل كرده اند و شاعران آن را به شعر درآورده اند، و موضوع ((ردّالشّمس )) براى على (علیه السلام ) دوبار اتفاق افتاد، یكى در زمان زندگى رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) و دیگرى پس از وفات رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) انجام شد.

بازگشت خورشید در زمان رسول خدا (ص )

در مورد بازگشت خورشید در زمان رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) اسماءِ بنت عُمیس و اُمّسَلَمه همسر رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) و جابر ابن عبداللّه انصارى و ابوسعید خدرى و جماعتى از اصحاب نقل كرده اند:
((روزى رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) در خانه اش بود، حضرت على (علیه السلام ) نیز در محضرش بود، در این هنگام جبرئیل از جانب خداوند نزد پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) آمد و با او به رازگویى پرداخت ، وقتى كه سنگینى وحى ، وجود پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) را فرا گرفت ، آن حضرت (كه مى بایست به جایى تكیه كند) زانوى على را بالش خود قرار داد و سرش را روى زانوى آن حضرت گذارد (این موضوع از وقت نماز عصر تا غروب خورشید ادامه یافت ) و امیر مؤ منان (علیه السلام ) (چون نمى توانست سر رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) را به زمین بگذارد) نماز عصر خود را در همان حال نشسته خواند و ركوع و سجده هاى نماز را با اشاره انجام داد، وقتى كه رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) از حالت وحى بیرون آمد و به حال عادى برگشت ، به على (علیه السلام ) فرمود:((آیا نماز عصر از تو فوت شد؟)).
على (علیه السلام ) عرض كرد:((به خاطر آن حالتى كه بر اثر وحى بر شما عارض شده بود، نتوانستم (سر تو را به زمین بگذارم ) تا برخیزم و نماز بخوانم )).
پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) به على (علیه السلام ) فرمود:((از خدا بخواه خورشید را براى تو بازگرداند تا تو نماز عصر را ایستاده و در وقت خود بخوانى )).
امام على (علیه السلام ) این موضوع را از خدا خواست (خداوند دعایش را مستجاب كرد) و خورشید (كه غروب كرده بود) بازگشت و در همان فضاى آسمان كه هنگام عصر قرار مى گیرد، قرار گرفت ، امیرمؤ منان على (علیه السلام ) نماز عصر خود را در وقتش خواند، سپس خورشید غروب كرد. (129) ((اسماء بنت عُمَیس )) مى گوید:((سوگند به خدا! هنگام غروب خورشید، صدایى همچون صداى اَره (هنگام كشیدن ) روى چوب ، از آن شنیدم )).

بازگشت خورشید در زمان خلافت على (ع )

بعد از رحلت رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) نیز خورشید (یك بار دیگر) براى امیرمؤ منان على (علیه السلام ) بازگشت كه داستانش از این قرار است :


بقیه در ادامه مطلب ...



ادامه مطلب


نوع مطلب : نگاهی بر زندگی دوازده امام-علامه حلی، مطالب برگزیده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 28 بهمن 1390

فرزندان على (ع )


در اینجا به ذكر فرزندان امیرمؤ منان على (علیه السلام ) و تعداد آنان و نامهاى آنها مى پردازیم و به مختصرى از امور مربوط به آنان اشاره مى نماییم . امام على (علیه السلام ) داراى 27 فرزند پسر و دختر بود:

1 - امام حسن (علیه السلام ) .
2 - امام حسین (علیه السلام ) .
3 - زینب كبرى - سلامُ اللّه عَلَیها.
4 - زینب صغرى كه كنیه اش ((ام كلثوم )) بود.
((مادر این چهار فرزند، حضرت فاطمه بتول ، سرور زنان دو جهان ، دختر سید رسولان و خاتم پیامبران ، محمّد (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) است )).
5 - محمّد (معروف به محمّد حَنَفیّه ) كه كنیه اش ابوالقاسم بود، مادرش ((خَوْله )) دختر جعفر بن قیس الحنفیّه نام داشت .
6 و 7 - عمر و رقیّه كه دوقلو بودند و مادرشان ((ام حبیب )) دختر ربیعه بود.
8 - عباس .
9 - جعفر.
10 - عثمان .
11 - عبداللّه .
((این چهار نفر در كربلا همراه برادرشان امام حسین (علیه السلام ) به شهادت رسیدند، مادرشان ((اُمّالبنین )) دختر حزام بن خالد بن جعفر بن دارم مى باشد)).
12 - محمد اصغر كه كنیه اش ابوبكر بود.

بقیه در ادامه مطلب ...




ادامه مطلب


نوع مطلب : نگاهی بر زندگی دوازده امام-علامه حلی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 28 بهمن 1390

گذرى بر زندگى امام دوّم حضرت حسن مجتبى (ع )

ویژگیهاى زندگى امام حسن (ع )

بعد از امیرمؤ منان على (علیه السلام ) مقام امامت به فرزندش امام حسن (علیه السلام ) رسید. مادر امام حسن (علیه السلام ) حضرت فاطمه سرور بانوان دو جهان ، دختر پیامبر اسلام ، سیّد رسولان ، حضرت محمد (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) است ، كُنیه او ((ابومحمّد)) مى باشد.
او در شب نیمه ماه رمضان سال سوّم هجرى (135) در مدینه چشم به این جهان گشود، مادرش حضرت فاطمه - سلام اللّه عَلَیها - روز هفتم تولدش اورا در پارچه حریر بهشتى - كه جبرئیل آن را براى پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) آورده بود - پیچید و نزد پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) آورد، پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) او را ((حسن )) نامید و گوسفندى براى او قربانى كرد، این مطلب را جمعى ، از امام صادق (علیه السلام ) نقل كرده اند.
امام حسن ( علیه السلام )ازنظراخلاق وروش وسیادت ،شبیه ترین مردم به رسول خدا( صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) بود،






نوع مطلب : نگاهی بر زندگی دوازده امام-علامه حلی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 28 بهمن 1390

جریان دردناك شهادت امام حسن (ع )

از جمله روایاتى كه پیرامون علّت شهادت امام حسن (علیه السلام ) نقل شده از مغیره است كه گفت :((وقتى كه ده سال از خلافت معاویه گذشت و تصمیم گرفت تا براى جانشینى پسرش یزید از مردم بیعت بگیرد، براى ((جُعْدَه )) دختر اشعث بن قیس (سردسته منافقان ) پیام فرستاد كه اگر حسن (علیه السلام ) را مسموم كنى ، من تو را به همسرى پسرم یزید درمى آورم و صدهزار درهم نیز براى او فرستاد. جُعْده ، امام حسن (علیه السلام ) را مسموم كرد. معاویه آن مبلغ پول را به او بخشید، ولى او را همسر یزید نكرد، بعدا مردى از خاندان طلحه با او ازدواج كرد و او داراى فرزندانى از جعده شد، وقتى كه بین آن فرزندان و سایر قبایل قریش درگیرى لفظى مى شد، فرزندان جعده را سرزنش مى كردند و مى گفتند:((یا بَنى مُسِمَّةِ اْلاَزْواجِ! اى پسران زنى كه خوراننده زهر به شوهرانش بود!)).






نوع مطلب : نگاهی بر زندگی دوازده امام-علامه حلی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 28 بهمن 1390

وصیت امام حسن (ع )

((عبداللّه بن ابراهیم مخارقى )) نقل مى كند: وقتى كه امام حسن (علیه السلام ) در حال احتضار بود، امام حسین (علیه السلام ) را طلبید و به حسین (علیه السلام ) فرمود:((برادرم ! هنگام فراق است ، من به خداى خود مى پیوندم ، مرا با زهر مسموم نموده اند و جگرم در طشت افتاده است ، من آن كس را كه به من زهر داد، به خوبى مى شناسم و مى دانم كه این زهر توسّط چه كسى فرستاده شد، در پیشگاه خداوند، خودم با او محاكمه مى كنم ، تو را به حقّى كه بر گردنت دارم سوگند مى دهم كه مبادا در این باره سخنى بگویى ، در انتظار آنچه خداوند برایم پدید مى آورد، باش ، وقتى كه از دینا رفتم چشمم را بپوشان و مرا غسل بده و كفن كن و بر تابوتم بگذار و كنار قبر جدّم رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) ببر، تا با او تجدید دیدار كنم ، سپس مرا كنار قبر جدّه ام فاطمه (بنت اسد) ببر و در همانجا به خاك بسپار، اى پسر مادرم ! به زودى بدانى كه مردم گمان مى كنند تو مى خواهى جنازه ام را در كنار قبر رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) دفن كنى ، مى كوشند تا جلوگیرى كنند، تو را به خدا سوگند مى دهم مبادا به خاطر من به اندازه شیشه حجامتى ، خون ریخته شود)).
سپس درباره خانواده و فرزندان و آنچه از او باقى مانده سفارش كرد و امام حسین ( علیه السلام ) را بر آنان وصى قرار داد و همچنین او را بر آنچه پدرش امیرمؤ منان على ( علیه السلام ) وصیّت كرده بود، وصى خود كرد و شایستگى امام حسین (علیه السلام ) را براى خلافت بیان نمود و شیعیانش را به جانشینى آن حضرت راهنمایى كرد و به آنان فرمود:((بعد از من حسین (علیه السلام ) نشانه (اسلام و یادگار پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) ) است )).





نوع مطلب : نگاهی بر زندگی دوازده امام-علامه حلی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 28 بهمن 1390

جلوگیرى مروانیان از دفن جنازه

پس از آنكه امام حسن (علیه السلام ) چشم از جهان فروبست ، امام حسین (علیه السلام ) طبق وصیّت ، بدن او را غسل داد و كفن كرد و آن را بر تابوتى گذارد و براى تازه كردن دیدار به سوى قبر رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) حمل نمود. مروان (كه آن هنگام از طرف معاویه فرماندار مدینه بود) با اطرافیانش (بنى اُمیّه ) تصوّر كردند كه امام حسین (علیه السلام ) مى خواهد جسد برادرش را كنار قبر رسول خدا دفن نماید، لذا با دارودسته خود اجتماع كردند و لباس جنگ پوشیدند تا از آن جلوگیرى نمایند.

وقتى كه امام حسین (علیه السلام ) جنازه برادر را به جانب قبر رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) آورد تا تجدید عهد نماید، مروانیان از هرسو به گرد هم آمدند، ((عایشه )) نیز سوار بر استر شده و به آنان پیوست و فریاد مى زد:
((ما لِى وَلَكُمْ تُرِیدُونَ اَنْ تَدْخُلُوا بَیْتِى مَنْ لا اُحِبُّ)).
((ما را به شما چكار؟ آیا مى خواهید شخصى را به خانه من وارد كنید كه من او را دوست ندارم )).
و مروان مى گفت :((چه بسا جنگى كه بهتر از شادى و آسایش است ، آیا عثمان در دورترین نقطه مدینه دفن گردد ولى حسن پیش قبر رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) دفن شود؟! هرگز این كار نخواهد شد تا من شمشیر به دست دارم (و قدرت در دست من است )).
نزدیك بود فتنه و درگیرى شدیدى بین بنى اُمیّه و بنى هاشم روى دهد


بقیه در ادامه مطلب ...



ادامه مطلب


نوع مطلب : نگاهی بر زندگی دوازده امام-علامه حلی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 28 بهمن 1390


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   


موضوعات
پیوند روزانه
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی