تبلیغات
معراج السعاده - مطالب اشعار حماسی
معراج السعاده
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من


مهمان خاک پاک شهیدان شده دلم

حس می کنم که تازه مسلمان شده دلم

 

من آن کویر پرعطشم بی قرار آب

با این دل شکسته ، چو باران شده دلم

 

ترسم که عشق کار به دست دلم دهد

چندیست باز بی سر و سامان شده دلم

 

آری غریبه ام به پناه تو آمدم

در غربت سکوت تو ، مهمان شده دلم

 

ای عشق، باز در دل من خانه کرده ای

حالا پر از جوانه ی ایمان شده دلم





نوع مطلب : شهداورزمندگان، اشعار حماسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 19 اردیبهشت 1392

به جـــان پاک تو ای دختر امام، ســلام          به هر زمان و مـکان و به هر مقام، سـلام

تویـی که شــاه خراسان بود بــرادر تــو          بـــر آن مقام رفیــع و بـر این مقام، ســلام

به هر عدد که تکلم شـود به لیل و نهار          هــــزار بـار فـــزون تـر ز هـر کـلام، ســلام

صبح تا شب و از شام، تا طلیعه صبــح          بر آستـانه قــدسـت علی الـدوام، ســلام

در آســـمان ولایــت، مــه تمــامی تـــو           ز پای تا به ســرت ای مـــه تـمـام، ســلام

به پیشگــاه تو ای خواهـــر شه کـَـونین          ز فـرد فـرد خلیـق، به صبح و شام ســلام

منم که هر سر مویم به هر زمان گویـد          به جـان پــاک تـو ای دخــتـر امـام، ســلام






نوع مطلب : خاندان نور، اشعار حماسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 27 شهریور 1391

 

نام گمنامی

این پلاك و استخوان از من به صف جا مانده است
نقطه پرواز سرخى بود، آنجا مانده است
من خودم از شوق مى‏رفتم تنم افتاده بود
در مقام وصل فهمیدم كه سرجا مانده است
بى نشانى را خود من خواستم باور كنید
نام گمنامى اگر دیدید تنها مانده است
من رفیقى داشتم همسنگرم جانباز شد
دست‏هایش یادگارى پیش مولا مانده است
آن بسیجى هم كه معبر را برایم باز كرد
دیدمش آن روز در تشییع بى‏پا مانده است
یادتان باشد سلاح و كوله و فانسقه‏ام
زیر نور ماه سرخ ، از بهر فردا مانده است
پاسداریدش مبادا غفلتى خاكسترى
گیرد عزمى را كه آن از راز زهرا (س) مانده است





نوع مطلب : اشعار حماسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 10 شهریور 1390

 

در حیرتم كه مست خمستان كیستى؟



تقدیم به شهیدان گمنام، عاشقان بى‏نام و نشانى كه در باغ ملكوت شهره‏اند و در عالم خاك غریب.
به استخوان پاره‏هایى كه پروازشان بر فراز دست‏ها بوى بهشت را در مشام شهر افكند.

اى پاره پاره، نوگل خندان كیستى؟
اى پر شكسته ، بلبل بستان كیستى؟

اى مهربان ستاره، تو را آسمان كجاست؟
اى ماهپاره، شمع شبستان كیستى؟

باناز ، اى غزال رها مى‏روى چه خوش‏
اى نور دیده، سرو خرامان كیستى؟
از هم گسسته از چه بلا، بند بند تو؟
اى صید رسته، خسته‏ى پیكان كیستى؟

این داغ از كجاست چنین استخوان گداز؟
مى‏آیى از كجا؟ ز شهیدان كیستى؟


برای مشاهده ادامه این شعر زیبا بر روی لینک ادامه مطلب کلیک کنید.



ادامه مطلب


نوع مطلب : اشعار حماسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 10 شهریور 1390

غزل شهید

مادر چه گریه میكنى امشب براى من‏
زنهار اشك غم مفشان در عزاى من‏

من طایر بهشتیام و راستى نبود
ویرانه‏اى چو عالم هستى سراى من‏

رفتم از این خراب و پریدم به اوج عشق‏
جایى كه بود درخور بال هماى من‏

بنگر چگونه پر به حریم خدا زدند
همسنگران همنفس خوشنواى من‏

من زنده‏ام شهید ره عشق مرده نیست‏
پیچید بگوش اهل حقیقت نداى من‏

زان شد نصیب فیض شهادت مرا كه بود
عشق حسین (ع) همسفر كربلاى من‏

من یك بسیجیام كه در آئین لشكری
فرمانده ، عشق باشد و آمر خداى من‏

مادر مرا ببخش ولیكن روا نبود
انكار امر رهبر من ، رهنماى من‏

جایى كه پاى دین و وطن بود در میان‏
مادر نبود بستر راحت سزاى من‏

وقتى نشسته در بر سجاده‏اى مباش‏
غافل به پیشگاه خدا از دعاى من‏

هرجا بدیده عاشق جانبازى آیدت‏
فرزند خود خطاب كن او را به جاى من‏





نوع مطلب : اشعار حماسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 6 شهریور 1390

سفرنامه آسمان

الهى به آنان كه پرپر شدند
پر از زخم‏هاى مكرر شدند
به آنان كه امروز فرداییاند
به آنان كه فردا تماشاییاند
به آنان كه چون پرده بالا زدند
قدم در حریم تماشا زدند
به آنان كه كارون خروش آمدند
چنان خون كارون به جوش آمدند
به آنان كه رفتند تا «ما» شوند
و آیینه داران فردا شوند
به آنان كه زخمیترین بوده‏اند
شهیدان میدان مین بوده‏اند
به آنان كه بالى رها داشتند
گذرنامه كربلا داشتند
همانان كه از مهر فرزند خویش‏
بریدند یكباره پیوند خویش‏
همانان كه دلداده‏ى او شدند
كبوتر كبوتر پرستو شدند
پرستو پرستو فراز آمدند
و بى سر، سرافراز باز آمدند
كه این خطه خاك سرافرازى است‏
همه «همت» و شور جانبازى است‏
شب عاشقى را رقم زدند
همانان كه بر مین قدم میزدند
از آنان كه تنها پلاكى به جاست‏
كمى استخوان مشت خاكى به جاست‏





نوع مطلب : اشعار حماسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 6 شهریور 1390

سکوت پنجره

رفیق خسته‏ى من! از سفر چه میدانى؟
تو از تلاقى درد و خطر چه میدانى؟
چقدر فاصله دارى ز هرم آتش و دود
و از تبانى تیغ و سپر چه میدانى؟
چقدر كوچك و دورى ز عمق رنج كویر
زخشكسالى چشمان تر چه میدانى؟
بخوان دوباره حدیثى زبیقرارى چشم‏
نشان چشمه‏ى دل را اگر چه میدانى!
سكوت حنجره‏هامان خیانتیست به عشق‏
سكوت پنجره‏ها را تو در چه میدانى؟
شكسته بال پریدن حكایتیست غریب‏
زاوج‏گیرى بیبال و پر چه میدانى؟
بیا دوباره بخوانیم این ترانه‏ى عزم‏
كه از حلاوت صبح ظفر چه میدانى؟
هنوز اول راهیم و مقصدى دشوار
رفیق خسته‏ى من! از سفر چه میدانى؟






نوع مطلب : اشعار حماسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 6 شهریور 1390

 

سوگند

به پاره پاره‏ى گلبرگ لاله‏ها سوگند
به تكه تكه بدن‏هاى آشنا سوگند
به گونه‏هاى پر از شبنم و ستاره قسم‏
به عاشقان خداجوى بیریا سوگند
به قطره قطره‏ى خون‏ها كه در ره اسلام‏
فرو چكید به ایران و نینوا سوگند
به نو عروس سیه‏پوش غرق در ماتم‏
به هدیه‏هاى زن پیر روستا سوگند
به ناله‏هاى پر از سوز عاشقان كه سحر
كند صعود به درگاه كبریا سوگند
به چكه چكه‏ى خوناب اشك در ره عشق‏
به نعش كودك بشكسته دست و پا سوگند
به ارتشى و به سرباز و ملت بیدار
به پاسدار و بسیجى رهگشا سوگند
به خواهران شكنجه كشیده در ره دین‏
به بره آهوى در پنجه‏ى جفا سوگند
به جاى خالى نام‏آوران سنگر علم‏
به لخته لخته‏ى خون‏هاى پربها سوگند
به روح پاك شهیدان دین و دانشگاه‏
به زاهدان خداترس پارسا سوگند
به آن جهادگر پرتلاش سنگرساز
كه رفت باز كند راه كربلا سوگند
قسم به پیر جماران، به مهدى زهرا (س)
به نكته نكته‏ى گفتار انبیاء سوگند
كه بعد از این همه‏اش افتخار و پیروزیست‏
به قلب مادر غمدیده در عزا سوگند
كه «اولیایى» از این پس به گل نشیند عشق‏
به ذره ذره شهیدان باصفا سوگند





نوع مطلب : اشعار حماسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 6 شهریور 1390

 

ساحت سرخ

دوش، یاران خبر سوختنش آوردند
صبح، خاكستر خونین تنش آوردند
یا رب! این كشته‏ى عریان كدامین عرصه است؟
كه ز «بازار تجرد» كفنش آوردند
این گلى بود كه از خلوت خوشبوى بهار
بهر پرپر شدن اندر چمنش آوردند
ساحت سرخ اجابت زشفا خانه‏ى وصل‏
مرهم تازه‏ى داغ كهنش آوردند
آنكه چون سرو سهى بدرقه شد با گل اشك‏
اینك از معركه چون نسترنش آوردند
صحنه‏ى حادثه سرشار شد از بوى عروج‏
وقتى از مصر بلا پیرهنش آوردند


به سراپرده‏ى نورانى قربش بردند
آنكه چون شمع در این انجمنش آوردند.
شعر خوش بوى ظفر، بر لب چاووش شماست
موج شط شفق از سینه‏ى پر جوش شماست‏
فلق آیینه‏ى اندام كفن‏پوش شماست‏
اى دلیران ره عشق، دلیرانه به پیش‏
كه در این ره، علم حادثه بر دوش شماست‏
تا مى عاشقى از جام شهامت زده‏اید
عشق، حیران ز خروش دل مدهوش شماست‏
روح بخش دل بیدار دلیران امروز
نفس قدسى سردار قدح نوش شماست‏
عطر جانبخش سحر، در رگ گل میرقصد
شعر خوشبوى ظفر، بر لب چاووش شماست‏
سوى این بادیه، با مشعل تكبیر شوید
كه در این ره به كمین، دشمن مغشوش شماست‏
خوش برانید كه در حجله‏ى نورانى فجر
شاهد فتح و ظفر، تشنه‏ى آغوش شماست‏





نوع مطلب : اشعار حماسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 6 شهریور 1390

 

شهادت افتخار ماست امروز

خوش آن روزى كه ما را سنگرى بود
هواى ما هواى دیگرى بود

خوش آن روزى كه دل‏ها یكصدا بود
خوش آن روزى كه جبهه كربلا بود

خوش آن روزى كه دل مى‏سوخت در تب‏
و چفیه، بوى خون مى‏داد هر شب‏

و چفیه، یادگار جبهه‏ها بود
و چفیه ، رازدار جبهه‏ها بود

خوش آن روزى كه با سر مى‏دویدیم‏
به خاك پاك جبهه مى‏رسیدیم‏

درون جبهه‏ها طوفان به پا بود
خدا در كنج سنگرهاى ما بود

دلى بود و خدایى بود و سنگر
دعا بود و شقایق‏هاى پرپر

هنوز آرى بسیجى مرد جنگ است‏
و در دست تمام ما تفنگ است‏

برادرهاى ما مردان جنگ‏اند
برادرهاى ما مرد تفنگ‏اند...

هنوز آرى هواى جبهه داریم‏
شقایق زادگان داغداریم‏

خزان ما، بهار ماست، امروز
شهادت، افتخار ماست ، امروز..






نوع مطلب : اشعار حماسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 6 شهریور 1390

 

سبکبالان

خوش الحانان قفس را باز كردند
به قاف قرب حق پرواز كردند
سبكبالان شب سیر مهاجر
بهارى تازه را آغاز كردند
در دل را ز خلوتخانه راز
به سوى بى‏نهایت باز كردند
فراز قله ایثار را فتح‏
مقام صدق را احراز كردند
چو جام معرفت را سر كشیدند
به غمزه كشف رمز و راز كردند
گرفته جام دل از عمر و خود را
رها از قید حرص و آز كردند
كجا رفتند یارب سربداران‏
كه سر عشق را ابراز كردند
وصال ارزانى آنان كه ما را
به درد هجر خود دمساز كردند






نوع مطلب : اشعار حماسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 6 شهریور 1390





موضوعات
پیوند روزانه
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی