تبلیغات
معراج السعاده - مطالب زندگی و سیره چهارده معصوم(ع)
معراج السعاده
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من

 

زندگی و سیره ی حضرت فاطمه زهرا(س)


پرتوى از سیره و سیماى حضرت فاطمه زهرا(س)


حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام)، دختر گرامى پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم) و خدیجه كبرى، چهارمین دختر پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله وسلم) است.
القاب حضرتش: زهرا، صدّیقه، طاهره، مباركة، زكیّه، راضیه، مرضیّه، محدثَّه و بتول مىباشد.
بیشتر مورّخان شیعه و سنّى، ولادت با سعادت آن حضرت را در بیستم جمادىالثّانى سال پنجم بعثت در مكّه مكرّمه مىدانند.
برخى سال سوم و برخى سال دوم بعثت را ذكر كرده اند.
یك مورّخ و محدّث سنّى، ولادت آن بانو را در سال اوّل بعثت دانسته است.
بدیهى است روشن ساختن زاد روز یا سالروز درگذشت شخصیّت هاى بزرگ تاریخ هرچند كه از نظر تاریخى و تحقیقى باارزش و قابل بحث است، امّا از نظر تحلیل شخصیّت چندان مهم به نظر نمىرسد.
آنچه مهّم و سرنوشت ساز است نقش آنان در سرنوشت انسان و تاریخ مىباشد.
پرورش زهرا(علیها السلام) در كنار پدرش رسول خدا و در خانه نبوّت بود; خانه اى كه محلّ نزول وحى و آیه هاى قرآن است.
آنجا كه نخستین گروه از مسلمانان به یكتایى خدا ایمان آوردند و بر ایمان خویش استوار ماندند.
آن سالها در سراسر عربستان و همه جهان، این تنها خانه اى بود كه چنین بانگى از آن برمىخاست: اللّه اكبر.
و زهرا تنها دختر خردسال مكّه بود كه چنین جنب و جوشى را در كنار خود مىدید.
او در خانه تنها بود و دوران خردسالى را به تنهایى مىگذراند.
دو خواهرش رقیّه و كلثوم چند سال از او بزرگتر بودند.
شاید راز این تنهایى هم یكى این بوده است كه باید از دوران كودكى همه توجّه وى به ریاضت هاى جسمانى و آموزشهاى روحانى معطوف گردد.
حضرت زهرا(علیها السلام) بعد از ازدواج با امیرالمؤمنین على(علیه السلام)، به عنوان بانویى نمونه بر تارك قرون و اعصار درخشید.
دختر پیامبر همچنان كه در زندگى زناشویى نمونه بود، در اطاعت پروردگار نیز نمونه بود.
هنگامى كه از كارهاى خانه فراغت مىیافت به عبادت مىپرداخت، به نماز، دعا، تضرّع به درگاه خدا و دعا براى دیگران.
امام صادق(علیه السلام) از اجداد خویش از حسن بن على(علیه السلام) روایت كرده است كه : مادرم شبه هاى جمعه را تا بامداد در محراب عبادت مىایستاد و چون دست به دعا برمىداشت مردان و زنان باایمان را دعا مىكرد، امّا درباره خود چیزى نمىگفت.
روزى بدو گفتم: مادر! چرا براى خود نیز مانند دیگران دعاى خیر نمىكنى؟ گفت: فرزندم! همسایه مقدّم است.
تسبیح هایى كه به نام تسبیحات فاطمه(علیها السلام) شهرت یافته و در كتابهاى معتبر شیعه و سنّى و دیگر اسناد، روایت شده نزد همه معروف است.
فاطمه(علیها السلام) تا وقتى كه رسول خدا از دنیا نرفته بود، سختى ها و تلخى ها زندگى را با دیدن سیماى تابناك پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم) بر خود هموار مىنمود، ملاقات پدر تمام رنجها را از خاطرش مىزدود و به او آرامش و قدرت مىبخشید.
امّا مرگ پدر، مظلوم شدن شوهر، از دست رفتن حقّ، و بالاتر از همه دگرگونیهایى كه پس از رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) ـ به فاصله اى اندك ـ در سنّت مسلمانى پدید آمد، روح و سپس جسم دختر پیغمبر را سخت آزرده ساخت.
چنان كه تاریخ نشان مىدهد، او پیش از مرگ پدرش بیمارى جسمى نداشته است.
داستان آنان را كه به در خانه او آمدند و مىخواستند خانه را با هر كس كه درون آن است آتش زنند شنیده اید.
خود این پیشامد، به تنهایى براى آزردن او بس است، چه رسد كه رویدادهاى دیگر هم بدان افزوده شود.
دختر پیغمبر، نالان در بستر افتاد.
زنان مهاجر و انصار نزد او گرد آمدند.
آن بانوى دو جهان، خطبه اى بلیغ در جمع آن زنان بیان فرمود كه با نقل بخشى كوتاه از آن، گوشه اى از دردِ دین و سوز و گداز مكتبى زهرا(علیها السلام) و شِكْوه او از مردم فرصت طلب و غاصبان ولایت را درمىیابید.
از درد سخن گفتن و از درد شنیدن با مردم بىدرد ندانى كه چه دردى است!«به خدا سوگند، اگر پاى در میان مىنهادند، و على را بر كارى كه پیغمبر به عهده او نهاد، مىگذاردند، آسان آسان ایشان را به راه راست مىبُرد، و حقّ هر یك را بدو مىسپرد... شگفتا! روزگار چه بوالعجب ها در پس پرده دارد و چه بازیچه ها یكى پس از دیگرى برون مىآرد.
راستى مردان شما چرا چنین كردند؟ و چه عذرى آوردند؟ دوست نمایانى غدّار، در حقّ دوستان ستمكار و سرانجام به كیفر ستمكارى خویش گرفتار.
سر را گذاشته و به دُم چسبیدند! پى عامى رفتند و از عالم نپرسیدند! نفرین بر مردمى نادان كه تبهكارند و تبهكارى خود را نیكوكارى مىپندارند!»سرانجام، دختر پیغمبر، دنیا را به دنیا طلبان گذاشت و به لقاى پروردگارش شتافت.
فاطمه را شبانه دفن كردند و على(علیه السلام) او را به خاك سپرد و رخصت نداد تا ابوبكر بر جنازه او حاضر شود، و او این گونه مظلوم و شهید از دنیا رفت.
در تاریخ شهادت آن بانوى بزرگ نیز محدّثان اقوال گوناگونى دارند كه مشهورتر از همه، سیزده جمادى الاولى سال یازده هجرى و دیگرى سوم جمادى الثّانى همان سال است.

دانش اندوزى فاطمه(علیها السلام)

فاطمه(علیها السلام) از همان آغاز، دانش را از سرچشمه وحى فرا گرفت.
آنچه را از اسرار و دانش ها، پدر براى او باز مىگفت، على(علیه السلام) مىنوشت و فاطمه آنها را گرد مىآورد كه كتابى به نام مصحف فاطمه شد.




ادامه مطلب


نوع مطلب : زندگی و سیره چهارده معصوم(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 1 فروردین 1391

رسول الله(ص) به حضرت علی (ع)فرمودند شش هزار جمله را برایت در شش جمله خلاصه میکنم و آن اینست:
>>
>> 1. وقتی مردم به مستحبات مشغولند تو واجباتت را تکمیل کن
>>
>> 2. هرگاه مردم به دنیا مشغولند تو به عمل آخرت بپرداز
>>
>> 3. هنگامیکه مردم مشغول عیبگویی هستند تو دنبال عیب خودت باش
>>
>> 4. هنگامیکه دیدی مردم به زینت دنیا مشغولند تو مشغول به زینت آخرت باش
>>
>> 5. وقتی مردم به زیادی اعمال مشغولند تو به خوبی و کیفیت اعمال بپرداز
>>
>> 6. هرگاه دیدی مردم به مخلوق متوسل شدند تو به خداوند متوسل شو.





نوع مطلب : زندگی و سیره چهارده معصوم(ع)، مجموعه احادیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 1 فروردین 1391

امام جعفر صادق (ع)


        ششمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت امام صادق(ع)، احیاگر آیین

     رسول گرامی اسلام و مذهب شیعه است که از این رو شیعه اثنی‌عشری

     خود را مفتخر به لقب مذهب جعفری می‌داند.


***************************************
امام صادق (ع):

مومن به اندازه ی کارهای خوبش آزمایش می شود  پس هر که دینش درست و کارش نیکو باشد بلایش سخت گردد چرا که خداوند عز و جل دنیا را نه برای پاداش مومن قرار داده و نه کیفری برای کافر و هرکس دینش سست و عملش ضعیف باشد بلایش اندک باشد .
( بحارالانوار ۶۷ )
 
***************************************

نام مبارک: جعفر
لقب‌ها: صادق- مصدق - محقق - کاشف الحقایق - فاضل - طاهر - قائم - منجی - صابر
کنیه: ابوعبدالله - ابواسماعیل - ابوموسی
نام پدر: حضرت امام محمد باقرع
نام مادر: فاطمه (ام فروه) دختر قاسم بن محمد بن ابی‌بکر
زمان تولد: هفدهم ربیع الاول سال 83 هجری
محل تولد: مدینه منوره
عمر شریف: 65 سال
مدت امامت: 34 سال
زمان رحلت (شهادت): 25 شوال سال 148 هجری
قاتل: منصور دوانیقی بوسیله زهر
محل دفن: قبرستان بقیع
همسران معروف حضرت: حمیده دختر صاعد مغربی، فاطمه دختر حسین بن علی بن الحسین بن علی بن أبی‌طالب(علیهم السلام)
فرزندان پسر: موسی (علیه السلام) - اسماعیل - عبدالله - افطح - اسحاق - محمد - عباس - علی
فرزندان دختر: ام فروه - فاطمه - اسما
اصحاب معروف: ابان بن تغلب - اسحاق بن عمار- برید - صفوان بن مهران - ابوحمزه ثمالی – حریر بن عبدالله سجستانی زراره بن اعین شیبانی - عبدالله بن ابی یعفور-عمران بن عبدالله اشعری قمی.
روز زیارت ایشان: روزهای سه شنبه
رخسار حضرت: بیشتر شمایل آن حضرت مثل پدرشان امام باقر (علیه السلام) بود . جز آنکه کمی لاغرتر و بلند تر بودند.
مردی میانه بالا، سفید روی، پیچیده موی و پیوسته صورتشان چون آفتاب می‌درخشید. در جوانی موهای سرشان سیاه و در پیری سفیدی موی سرشان بر وقار و هیبتشان افزوده بود. بینی‌اش کشیده و وسط آن اندکی برآمده بود وبر گونه راستش خال سیاه رنگی داشت.
محاسن مبارک آن جناب نه زیاد پرپشت و نه زیاد کم پشت بود. دندانهایش درشت و سفید بود ومیان دو دندان پیشین آن گرامی فاصله وجود داشت. بسیار لبخند می‌زد و چون نام پیامبر برده می‌شد رنگ از رخسارش تغییر می‌کرد.

بقیه در ادامه مطلب...



ادامه مطلب


نوع مطلب : زندگی و سیره چهارده معصوم(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 25 شهریور 1390


شمه ای از فضایل و معجزات امام علی(ع)


نگاه کلی :

نام مبارک : علی (علیه السّلام)
لقب معروف : امیر المومنین (علیه السّلام)
کنیه شریف : ابوالحسن (علیه السّلام)
نام پدر : ابوطالب بن عبدالمطلب (علیه السّلام)
نام مادر : فاطمه بنت اسد (سلام الله علیها)
محل ولادت : کعبه
تاریخ ولادت : جمعه ، سیزدهم رجب سی سال پس از عام الفیل
محل شهادت : مسجد کوفه
تاریخ شهادت : شب جمعه ، بیست و یکم ماه مبارک رمضان سال چهلم هجری
نام قاتل : عبدالرحمن بن ملجم مرادی
حرم مطهر : نجف اشرف
مدت امامت : سی سال که بیست و پنج سال آن در ایام غضب خلافت گذشت
مدت عمر : شصت و سه سال و دو ماه و هفت روز

القاب آن حضرت :

بیش از هزار لقب از جمله آنها ؛ یعسوب الدین ، ام المسلمین ، قاتل الناکسین و القاسطین و المارقین ، قائد غرّ المحجلین ، مرتضی ، رئیس الموحدین ، نفس الرسول ، امن الرسول ، زوج البتول ، سیف الله ، امیر البرره ، قاتل الفجره ، صاحب اللواء ، قسیم الجنه و النار ، سید العرب ، عین الله الناظره ، مظهر العجائب ، والد السبطین ، اسد الله الغالب ، کلام الله الناطق ، المحامی عن حرم المسلمین

کنیه های آن حضرت :

ابو تراب ، ابو الائمه ، ابوالحسن ، ابوالحسین ، ابوالحسنین ، ابوالریحانتین ، ابو النورین .
برادران آن حضرت به ترتیب سن : طالب ، عقیل ، جعفر طیار
خواهران آن حضرت : فاخته که کنیه اش ام هانی بود و حضرت رسول اکرم از خانه او به معراج تشریف بردند و دیگری جمانه بود .

شمه ای از فضایل و معجزات آن حضرت:

جماعتی حدیث کرده اند از فاطمه بنت اسد (سلام الله علیها) مادر آن حضرت که فرمود چون امیرالمومنین علی (علیه السّلام) متولد شد او را در پارچه ای سخت پیچیدم علی (علیه السّلام) تلاش کرد و آن را پاره ساخت من پارچه را دو لایه و سه لایه نمودم باز آن را پاره نمود، تا گاهی که شش لایه کردم ((پارچه هابعضی از حریر و بعضی از چرم بود)) چون آن حضرت را در لای آن پارچه پیچیدم باز تلاش تمود آن پارچه را پاره کرد و آنگاه فرمود: (( مادر دستهای مرا نیند که می خواهم با انگشتانم حمد و ثنای پروردگار را به جای آورم. ))

بقیه در ادامه مطلب...



ادامه مطلب


نوع مطلب : زندگی و سیره چهارده معصوم(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 1 مهر 1390
 

زندگی و سیره ی پیامبر اكرم (ص)

 

پرتوى از سیره و سیماى محمّد(صلى الله علیه وآله وسلم)

حضرت محمّد(صلى الله علیه وآله وسلم)، فرزند عبداللّه بن عبدالمطّلب بن هاشم بن عبدمناف، در مكّه به دنیا آمد.
پیش از ولادت، پدرش عبداللّه درگذشته بود.
محمّد(صلى الله علیه وآله وسلم) شش سال داشت كه مادرش آمنه را نیز از دست داد.
او تا هشت سالگى زیر سرپرستى جدّش عبدالمطّلب بود و پس از مرگ جدّش در خانه عمویش ابوطالب سُكنا گزید.
رفتار و كردار او در خانه ابوطالب، نظر همگان را به سوى خود جلب كرد و دیرى نگذشت كه مهرش در دلها جاى گرفت.
او برخلافِ كودكانِ همسالش كه موهایى ژولیده و چشمانى آلوده داشتند، مانند بزرگسالان موهایش را مرتّب مىكرد و سر و صورتِ خود را تمیز نگه می داشت.
او به چیزهاى خوراكى هرگز حریص نبود، كودكان همسالش، چنان كه رسم اطفال است، با دستپاچگى و شتابزدگى غذا مىخوردند و گاهى لقمه از دست یكدیگر مىربودند، ولى او به غذاى اندك اكتفا و از حرص ورزى در غذا خوددارى مىكرد.
در همه احوال، متانت بیش از حدِّ سنّ و سالِ خویش از خود نشان مىداد.
بعضى روزها همین كه از خواب برمىخاست، به سر چاه زمزم مىرفت و از آب آن جرعهاى چند مىنوشید و چون به وقت چاشت به صرف غذا دعوتش مىنمودند، مىگفت: احساس گرسنگى نمىكنم.
او نه در كودكى و نه در بزرگسالى، هیچ گاه از گرسنگى و تشنگى سخن به زبان نمىآورد.
عموى مهربانش ابوطالب او را همیشه در كنار بستر خود مىخوابانید.
همو گوید: من هرگز كلمهاى دروغ از او نشنیدم و كار ناشایسته و خنده بیجا از او ندیدم.
او به بازیچههاى كودكان رغبت نمىكرد و گوشه گیرى و تنهایى را دوست مىداشت و در همه حال متواضع بود.
آن حضرت در سیزده سالگى، ابوطالب را در سفر شام، همراهى كرد.
در همین سفر بود كه شخصیّت، عظمت، بزرگوارى و امانتدارى خود را نشان داد.
بیست و پنج سال داشت كه با خدیجه دختر خویلد ازدواج كرد.
محمّد(صلى الله علیه وآله وسلم) در میان مردم مكّه به امانتدارى و صداقت مشهور گشت تا آنجا كه همه، او را محمّد امین مىخواندند.
در همین سنّ و سال بود كه با نصب حجرالاسود و جلوگیرى از فتنه و آشوب قبایلى، كاردانى و تدبیر خویش را ثابت كرد و با شركت در انجمن جوانمردان مكّه (= حلفالفضول) انسان دوستى خود را به اثبات رساند.
پاكى و درستكارى و پرهیز از شرك و بتپرستى و بىاعتنایى به مظاهر دنیوى و اندیشیدن در نظام آفرینش، او را كاملاً از دیگران متمایز ساخته بود.
آن حضرت در چهل سالگى به پیامبرى برانگیخته شد و دعوتش تا سه سال مخفیانه بود.
پس از این مدّت، به حكم آیه «وَ أَنـْذِرْ عَشیرَتَكَ الاَْقـْرَبینَ»; یعنى: «خویشاوندان نزدیك خود را هشدار ده!»، رسالت خویش را آشكار ساخت و از بستگان خود آغاز كرد و سپس دعوت به توحید و پرهیز از شرك و بتپرستى را به گوشِ مردم رساند.
از همین جا بود كه سران قریش، مخالفت با او را آغاز كردند و به آزار آن حضرت پرداختند.
حضرت محمّد(صلى الله علیه وآله وسلم) در مدّت سیزده سال در مكّه، با همه آزارها و شكنجه هاى سرمایه داران مشرك مكّه و همدستان آنان، مقاومت كرد و از مواضع الهى خویش هرگز عقب نشینى ننمود.
پس از سیزده سال تبلیغ در مكّه، ناچار به هجرت شد.
پس از هجرت به مدینه زمینه نسبتاً مناسبى براى تبلیغ اسلام فراهم شد، هر چند كه در طىّ این ده سال نیز كفّار، مشركان، منافقان و قبایل یهود، مزاحمت هاى بسیارى براى او ایجاد كردند.
در سال دهم هجرت، پس از انجام مراسم حجّ و ترك مكّه و ابلاغ امامت على بن ابىطالب(علیه السلام) در غدیر خم و اتمام رسالت بزرگ خویش، در بیست و هشت صفر سال یازدهم هجرى، رحلت فرمود.

اخلاق و سیره پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم)

رسول اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم) كاملترین انسان و بزرگ و سالار تمام پیامبران است.
در عظمت آن حضرت همین بس كه خداوند متعال در قرآن مجید او را با تعبیر «یا ایّها الرّسول» و «یا ایّها النّبى» مورد خطاب قرار مىدهد و او را به عنوان انسانى الگو براى تمام جهانیان معرّفى مىنماید: «لَقَدْ كانَ لَكُم فی رَسُول اللّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ»; «در] سیره و سخن[ پیامبر خدا براى شما الگوى نیكویى است.»او به حقّ داراى اخلاقى كامل و جامعِ تمام فضایل و كمالات انسانى بود.
خدایش او را چنین مىستاید: «إِنّك لَعَلى خُلُق عَظیم»; «اى پیامبر تو داراى بهترین اخلاق هستى.» «وَلَوْ كُنْتَ فَظّاً غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ»; «اگر تندخو و سخت دل مىبودى مردم از اطرافت پراكنده مىشدند.» از این رو، یكى از مهمترین عوامل پیشرفت اسلام، اخلاق نیكو و برخورد متین و ملایم آن حضرت با مردم بود.
در طول زندگانى او هرگز دیده نشد وقتش را به بطالت بگذراند.
در مقام نیایش همیشه مىگفت: «خدایا از بیكارگى و تنبلى و زبونى به تو پناه مىبرم.»، و مسلمانان را به كار كردن تحریض مىنمود.
او همیشه جانب عدل و انصاف را رعایت مىكرد و در تجارت به دروغ و تدلیس، متوسّل نمىشد و هیچ گاه در معامله سختگیرى نمىكرد و با كسى مجادله و لجاجت نمىنمود و كار خود را به گردن دیگرى نمىانداخت.
او صدق گفتار و اداى امانت را قوام زندگى مىدانست و مىفرمود: این دو در همه تعالیم پیغمبران تأكید و تأیید شده است.
در نظر او همه افراد جامعه، موظّف به مقاومت در برابر ستمكاران هستند و نباید نقش تماشاگر داشته باشند.
مىفرمود: برادرت را چه ظالم باشد و چه مظلوم، یارى نما! اصحاب گفتند: معنى یارى كردن مظلوم را دانستیم، ولى ظالم را چگونه یارى كنیم؟ فرمود: دستش را بگیرید تا نتواند به كسى ستم كند!خواننده گرامى! از آنجا كه ما در روزگار تباهى اخلاق و غلبه شهوات و آفات به سر مىبریم، مناسب است كه در اینجا سیماىِ صمیمى پیامبرانِ الهى را عموماً و چهره تابناك و حقیقتِ انسانىِ محمّد پیامبر اسلام را خصوصاً در تابلوىِ تاریخىِ مستند و شكوهمندى بیابیم كه به حقّ در عصر ما برترین تصویر انسانىِ نزدیك به حقیقت از آن حضرات است.
منشور سه بُعدى تاریخ، سه چهره را نشان مىدهد: قیصران، فیلسوفان و پیامبران.
پیامبران «سیمایى دوست داشتنى دارند، در رفتارشان صداقت و صمیمیّت بیشتر از اُبّهت و قدرت پیداست، از پیشانیشان پرتو مرموزى كه چشمها را خیره مىدارد ساطع است ، پرتویى كه همچون «لبخندِ سپیده دم» محسوس است امّا همچون راز غیب مجهول.
ساده ترین نگاهها آن را به سادگى مىبینند امّا پیچیده ترین نبوغها به دشوارى مىتوانند یافت.
روحهایى كه در برابر زیبایى و معنا و راز حسّاسند، گرما و روشنایى و رمز شگفت آن را همچون گرماى یك «عشق»، برق یك «امّید» و لطیفه پیدا و پنهان زیبایى حس مىكنند و آن را در پرتو مرموز سیمایشان، راز پرجذبه نگاهشان و طنین دامن گستر آوایشان، عطر مستىبخش اندیشه شان ، راه رفتنشان، نشستنشان، سخنشان، سكوتشان و زندگى كردنشان مىبینند، مىیابند و لمس مىكنند.
و به روانى و شگفتى، «الهام» در درونشان جریان مىیابد و از آن پُر، سرشار و لبریز مىشوند.
و این است كه هر گاه بر بلندى قلّه تاریخ برآییم انسانها را همیشه و همه جا در پى این چهره هاى ساده امّا شگفت مىبینیم كه «عاشقانه چشم به آنان دوخته اند.» ابراهیم، نوح، موسى و عیسى، پیامبران بزرگِ تاریخ این چنین بوده اند ، امّا محمّد(صلى الله علیه وآله وسلم)كه خاتم الانبیا است چگونه است؟«در برابر كسانى كه با وى به مشاجره برمىخاستند وى تنها به خواندن آیاتى از قرآن اكتفا مىكرد و یا عقیده خویش را با سبكى ساده و طبیعى بیان مىكرد و به جدل نمىپرداخت.
زندگىاش، پارسایان و زاهدان را به یاد مىآورد.
گرسنگى را بسیار دوست مىداشت و شكیباییش را بر آن مىآزمود.
گاه خود را چندان گرسنه مىداشت كه بر شكمش سنگ مىبست تا آزارِ آن را اندكى تخفیف دهد.
در برابر كسانى كه او را مىآزردند چنان گذشت مىكرد و بدى را به مِهر پاسخ مىداد كه آنان را شرمنده مىساخت.
هر روز، از كنار كوچه اى كه مىگذشت، یهودىاى طشت خاكسترى گرم از بام خانه بر سرش مىریخت و او بىآنكه خشمگین شود، به آرامى رد مىشد و گوشه اى مىایستاد و پس از پاك كردن سر و رو و لباسش به راه مىافتاد.
روز دیگر با آنكه مىدانست باز این كار تكرار خواهد شد مسیر خود را عوض نمىكرد.
یك روز كه از آنجا مىگذشت با كمال تعجّب از طشت خاكستر خبرى نشد! محمّد با لبخند بزرگوارانه اى گفت: رفیق ما امروز به سراغ ما نیامد! گفتند: بیمار است.
گفت: باید به عیادتش رفت.
بیمار در چهره محمّد كه به عیادتش آمده بود چنان صمیمیّت و محبّت صادقانه اى احساس كرد كه گویى سالها است با وى سابقه دیرین دوستى و آشنایى دارد.
مرد یهودى در برابر چنین چشمه زلال و جوشانى از صفا و مهربانى و خیر، یكباره احساس كرد كه روحش شسته شد و لكّه هاى شومِ بدپسندى و آزارپرستى و میل به كجى و خیانت از ضمیرش پاك گردید.
چنان متواضع بود كه عرب خودخواه و مغرور و متكبّر را به اعجاب وامىداشت.
زندگىاش، رفتارش و خصوصیّات اخلاقىاش محبّت، قدرت، خلوص، استقامت و بلندى اندیشه و زیبایى روح را الهام مىداد.
سادگى رفتارش و نرمخویى و فروتنىاش از صلابت شخصیّت و جذبه معنویتش نمىكاست.
هر دلى در برابرش به خضوع مىنشست و هر غرورى از شكستن در پاى عظمتِ زیبا و خوبِ او سیراب مىشد.
در هر جمعى برترى او بر همه نمایان بود.

صفات و ویژگیهاى پیامبراكرم(صلى الله علیه وآله وسلم)

از آشكارترین صفات رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) این بود كه غرورِ پیروزى او را نمىگرفت، چنان كه در بازگشت از نبرد بدر و فتح مكّه نشان داد، و نیز از شكست نا امید نمىشد، همان طور كه شكست احد بر وى تأثیر نداشت، بلكه پس از آن به سرعت براى جنگ «حمراءالأسد» آماده شد و نیز نقض پیمان بنى قریظه و پیوستن آنان به سپاه احزاب بر روحیه او تأثیرى نگذاشت، بلكه او را ثابت قدم گردانید.
از صفات دیگر او احتیاط و پرهیز بود كه نیروى دشمن را بدین وسیله ارزیابى كرده، براى مقابله با او به تهیّه ابزار و تجهیزات دست مىزد.
حتّى هنگام اقامه نماز نیز احتیاط را از دست نمىداد، بلكه مراقب و هوشیار بود.
صفت دیگر او نرمى همراه با صلابت بود كه در شرایط متغیّر جنگى از آن برخوردار بود و به سبب سرعت تغییر این شرایط، دستورها و احكام جدیدى صادر مىكرد.
سرعت در فرماندهى نزد او، براى مقابله با مسائل جدّى، شرطى اساسى بود و به تمركز فرماندهى، توجّه و تأكید فراوان داشت.
با یاران و قوم خود رفتارى مبتنى بر جذب و اصلاح داشت و روح اعتماد و آرامش را در میان آنها تقویت مىكرد.
به كوچك رحم مىكرد، بزرگ را گرامى مىداشت، یتیم را خشنود كرده و پناه مىداد، به فقیران و مسكینان نیكى و احسان مىكرد، حتّى به حیوانات هم ترحّم مىنمود و از آزار آنها نهى مىكرد.
از مهمترین نمونه هاى انسانیّتِ رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) این بود كه آن حضرت نیروهایى را كه براى سرایا و جنگ با دشمن اعزام مىكرد به دوستى و مدارا با مردم و عدم یورش و شبیخون علیه ایشان وصیّت و سفارش مىفرمود.
او بیشتر دوست داشت دشمن را به سوى صلح منقاد كند، نه این كه مردانِ ایشان را بكشد.
آن حضرت سفارش مىكرد تا پیر مردان، كودكان و زنان را نكشند و بدن مقتول را شكنجه و مُثله نكنند.
وقتى قریش به او پناه آوردند، محاصره اقتصادى آنان را لغو و با تقاضاى ایشان، براى تهیّه گندم از یمن، موافقت فرمود.
او به صلح كامل در جهان دعوت مىكرد و از جنگ، جز به هنگام ضرورت و ناچارى، پرهیز داشت.
نامه هایى كه به سوى پادشاهان مىفرستاد به سلام و صلح، آراسته و مزّین بود و آن را براى آغاز كلام در دیدار بین فرزندان آدم قرار داده بود.
پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم) در جنگها بیش از یك فرمانده تعیین مىكرد، ضوابطى دقیق براى فرماندهى لشكر و تقویت آن قرار مىداد و بین اصول سیاسى و نظامى ارتباط برقرار مىساخت و اطاعت از فرماندهان را رمزى براى انضباط، انقیاد و فرمانبردارى مىدانست.
او برنامه ریزى جدّى، سازماندهى نمونه و فرماندهى برتر را بنیاد گذاشت، و فرماندهى لشكر را بر اساس شایستگى و شناخت برگزید.
لشكر را به طور یكسان در فرماندهى خود جمع كرد، و از آنچه كه در وسع و توانایى رزمندگان بود بیشتر به آنان می بخشید.

برای مشاهده ادامه سیره رسول الله بر لینک ادامه مطلب کلیک کنید.



ادامه مطلب


نوع مطلب : زندگی و سیره چهارده معصوم(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 9 شهریور 1390

 

زندگی و سیره ی امام علی (ع)


پرتوى از سیره و سیماى امام علی (ع)

امیرالمؤمنین على(علیه السلام)، چهارمین پسر ابوطالب، در حدود سى سال پس از واقعه فیل و بیست و سه سال پیش از هجرت در مكّه معظّمه، از مادرى بزرگوار و باشخصیّت، به نام فاطمه، دختر اسد بن هشام بن عبدمناف ، روز جمعه سیزده رجب در كعبه به دنیا آمد.
على(علیه السلام) تا شش سالگى در خانه پدرش ابوطالب بود.
در این تاریخ كه سنّ رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) از سىسال گذشته بود در مكّه قحطى و گرانى پیش آمد و این امر سبب شد كه على(علیه السلام) به مدّت هفت سال در خانه پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم)، تا اوّل بعثت، زندگى كند و در مكتب كمال و فضیلت آن حضرت تربیت شود.
امیرالمؤمنین در خطبه 192 نهج البلاغه مىفرماید:«وَ لَقَدْ كُنْتُ أَتـَّبِعُهُ إِتّباعَ الْفَصیلِ اَثَرَ أُمِّهِ، یَرْفَعُ لى فى كُلِّ یَوْم مِنْ أَخْلاقِهِ عَلَمًا، وَ یَأْمُرُنى بِالاِْقْتِداء بِهِ.»«و من در پى او بودم چنانكه بچّه در پى مادرش، هر روز براى من از خلق و خوى خویش نشانه هاى برپا مىداشت و مرا به پیروى آن مىگماشت.»بعد از آن كه محمّد(صلى الله علیه وآله وسلم) به پیامبرى مبعوث گردید، على(علیه السلام)نخستین مردى بود كه به او گروید.
براى اوّلین بار ابوطالب پسر خود را دید كه با پسرعموى خود مشغول نمازاند.
گفت: پسر جان چه كار مىكنى؟ گفت: پدر، من اسلام آورده ام و براى خدا با پسر عموى خویش نماز مىگزارم.
ابوطالب گفت: از وى جدا مشو كه البته تو را جز به خیر و سعادت دعوت نكرده است.
ابن عبّاس مىگوید: نخستین كسى كه با رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم)نماز گزارد، على بود.
روز دوشنبه رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم)به مقام نبوّت برانگیخته شد، و از روز سه شنبه على نماز خواند.
در سال سوم بعثت بعد از نزول آیه «وَ أَنْذِرْ عَشیرَتَكَ الاَْقربینَ»; یعنى «خویشان نزدیكتر خود را انذار كن!» رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) بنى عبدالمطّلب را كه حدود چهل نفر بودند دعوت كرد و به آنها ناهار داد، امّا آن روز نشد سخن بگوید، روز دیگر آنها را دعوت كرد و بعد از صرف ناهار به آنها فرمود: كدام یك از شما مرا یارى كرده و به من ایمان مىآورد تا برادر و جانشین بعد از من باشد، على(علیه السلام)برخاست و فرمود: اى رسول خدا! من حاضرم تو را در این راه یارى دهم.
فرمود: بنشین.

برای مشاهده ادامه سیره امام علی (ع) بر لینک ادامه مطلب کلیک کنید.




ادامه مطلب


نوع مطلب : زندگی و سیره چهارده معصوم(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 9 شهریور 1390

زندگی و سیره ی امام حسین (ع)


پرتوى از سیره و سیماى سالار شهیدان ،امام حسین  (ع)

میلاد با بركت حضرت ابى عبداللّه الحسین(علیه السلام)، دومین فرزند امام على و فاطمه زهرا(علیهما السلام) بنا بر مشهور، روز سوم شعبان سال چهارم هجرى در مدینه بوده است.
پس از ولادت، پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم) نام وى را «حسین» گذاشت، آن گاه او را بوسید و گریست و فرمود: تو را مصیبتى عظیم در پیش است، خداوندا! كشنده او را لعنت كن! آن حضرت به مصباح الهدى و سفینة النّجاة و سیّد الشّهداء و ابوعبداللّه معروف است.
مسعودى مىنویسد: امام حسین(علیه السلام) مدّت هفت سال با رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم)بود و در این مدّت، آن حضرت خود متصدّى غذا دادن و علم و ادب آموختن به امام حسین(علیه السلام)بود.
شدّت علاقه پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم) به حسین(علیه السلام) به قدرى بود كه كوچكترین ناراحتى او را نمىتوانست تحمّل كند.
روزى پیامبر از در خانه فاطمه(علیها السلام) مىگذشت، صداى گریه حسین را شنید، وارد خانه شد و به دخترش فرمود: مگر نمىدانى كه گریه حسین در من چقدر مؤثّر است، آن گاه طفل را بوسید و گفت:«خداوندا! من این كودك را دوست دارم تو نیز او را دوست بدار.»حدیث معروف «حُسَیْنٌ مِنّى وَ أَنـَا مِنْ حُسَیْن، أَحَبَّ اللّهُ مَنْ أَحَبَّ حُسَیْناً، حُسَیْنٌ سِبْطٌ مِنَ الاَْسْباطِ.»
; یعنى: «حسین از من است و من از حسینم، خداوند دوست دارد كسى را كه حسین را دوست مىدارد، حسین سبطى از اسباط است.» موردِ قبول شیعه و سنّى است.
حسین بن على(علیه السلام) مدّتِ شش سالِ دوران كودكىاش را با پیغمبر اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم)سپرى كرد و پس از رحلت آن بزرگوار، مدّت سى سال در كنار پدرش على(علیه السلام) به سر برد و در همه حوادث پرتلاطم دوران آن حضرت حضورى پرتلاش داشت.
پس از شهادت امیرمؤمنان(علیه السلام) ده سال تمام همراه و همگام با برادر عزیزش امام حسن(علیه السلام)زندگى كرد و پس از شهادت برادر در سال 50 هجرى، به مدّت ده سال، به ارزیابى حوادث زمان پرداخت و بارها به معاویه پرخاش كرد و پس از مرگ او در برابر حكومت یزید، شجاعانه ایستادگى و از بیعت با او خوددارى كرد، تا این كه در محرّم سال 61 هجرى به همراه گروهى از بستگان و یاران باوفایش، در سرزمین كربلا به شهادت رسید.
حسین بن على(علیه السلام) نمونه كامل یك انسان برجسته و متشخّص بود و نام حسین در اذهان، همراه با شجاعت و ظلم ستیزى و جوش و خروش بر ضدّ هر گونه ستم و تبعیض است.
در دوران پنج سال حكومت پدر با او همكارى مىكرد و در پى چاره مىگشت كه پیش از آن كه امّت، نَفَسِ واپسین را برآورد، نفحه حیاتى در او بدمد و در تاریخ طرحى نو دراندازد.
سال شصتم به پایان نرسیده بود، امام حسین(علیه السلام) دید كه مردم در مقابل برادرش امام حسن(علیه السلام) از نفس افتاده و هرچه از باقیمانده مكتب در میانشان بوده از آنها دور گردیده و توده مردم، خود را در گلوى گشاد بنىامیّه انداختهاند.
امام احساس كرد كه براى به حركت درآوردن امّت، دیگر خطابه و سخنرانى حماسى كافى نیست، بلكه باید اراده شكست خورده امّت را به پذیرفتن فداكارى وادارد و آنان را بر ضدّ باطل بشوراند تا زمینه تحقّقِ حقّ را فراهم سازد و در این راه، با فداكارى منحصر به فرد خود، براى حال و آینده معیارى ارزشمند و ثابت بر جاى نهاد.

برای مشاهده ادامه سیره امام حسین (ع) بر لینک ادامه مطلب کلیک کنید.



ادامه مطلب


نوع مطلب : زندگی و سیره چهارده معصوم(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 9 شهریور 1390

 

زندگی و سیره ی امام حسن مجتبی(ع)


پرتوى از سیره و سیماى امام حسن مجتبی (ع)

امام حسن(علیه السلام)، اوّلین فرزند امام على و فاطمه زهرا(علیهما السلام)، در نیمه ماه رمضان سال دوم یا سوم هجرى در شهر مدینه به دنیا آمد و بعد از شهادت امام على(علیه السلام) شش ماه حكومت كرد و در سال پنجاه هجرى، به وسیله زهرى كه همسرش جعده به دستور معاویه به او خوراند، در 48 سالگى به شهادت رسید.
مزار شریفش در قبرستان بقیع، در كنار سه امام معصوم دیگر، زیارتگاه خیل شیفتگان آن حضرت است.
جلال الدین سیوطى در كتاب «تاریخ الخلفاء» مىنویسد: «امام حسن در سال سوّم هجرت به دنیا آمد و شبیه ترین شخص به پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم) بود، در روز هفتم تولّدش، پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) گوسفندى را براى او عقیقه كرد و موى سرش را تراشید و هم وزن آن را نقره صدقه داد.
او یكى از پنج نفر اهل كساء است.
پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم)فرمود: پروردگارا! من او را دوست مىدارم پس او را دوست داشته باش.
و فرمود: حسن و حسین دو سرور جوانان اهل بهشت اند.
ابن عبّاس گفت: حسن بر دوش پیامبر سوار بود، شخصى به آن حضرت گفت: اى پسر! خوب مركبى را سوار شده اى! پیامبر فرمود: بلكه او خوب راكبى است.»امام مجتبى(علیه السلام) شخصیّتى آرام، با وقار، متین، بخشنده و مورد توجّه مردم بود.
به فقیران و بینوایان رسیدگى مىنمود و بیش از حدّ در خواست آنها به آنان كمك مىكرد تا زندگىشان تأمین گردد، زیرا روا نمىدید كه سائلى بیش از یك بار از او چیزى بخواهد كه موجب شرمسارىاش شود.
او در طول عمرش دو بار تمام ثروت و دارایى خویش را در راه خدا بخشید و سه بار تمام اموال خود را وقف كرد، نیمى از آن را براى خود و نیمِ دیگر آن را در راه خدا بخشش نمود.
امام مجتبى(علیه السلام)، فردى شجاع، دلیر و مبارز بود و در جنگهایى كه در ركاب پدرش امیرالمؤمنین(علیه السلام) مىجنگید در خطّ مقدّم حركت مىكرد.
او در جنگ جمل و صفیّن از مبارزان پرتلاش لشكر آن حضرت بود.

برای مشاهده ادامه سیره امام حسن (ع) بر لینک ادامه مطلب کلیک کنید.



ادامه مطلب


نوع مطلب : زندگی و سیره چهارده معصوم(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 9 شهریور 1390

 

زندگی و سیره ی امام سجاد (ع)


پرتوى از سیره و سیماى امام سجاد (ع)

حضرت على بن الحسین ، ملقّب به سجّاد و زین العابدین، روز پنجم شعبان سال 38 هجرى یا 15 جمادى الاولى همان سال، در مدینه دیده به جهان گشود و در روز 12 و یا 25 محرّم سال 95 هجرى، درمدینه، به دسیسه هشام بن عبدالملك، مسموم گردید و در 56 سالگى به شهادت رسید.
مزار شریف آن حضرت در مدینه در قبرستان بقیع مىباشد.
مادر مكرّمه آن حضرت بنا بر منابع تاریخ اسلامى، غزاله از مردم سند یا سجستان كه به سلافه یا سلامه نیز مشهور است، مىباشد.
ولى بعضى از منابع دیگر نام او را شهربانویه، شاه زنان ، شهرناز، جهان بانویه و خوله، یاد كردهاند.
امام سجّاد(علیه السلام) در بدترین زمان از زمان هایى كه بر دوران رهبرى اهل بیت گذشت مىزیست، چه، او با آغاز اوج انحرافى، معاصر بود كه پس از وفات رسول اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم) روى داد.
امام(علیه السلام) با همه محنتها و بلاها كه در روزگار جدّ بزرگوارش امیرالمؤمنین(علیه السلام) آغاز گردیده بود همزمان بود.
او سه سال پیش از شهادت امام على(علیه السلام)متولّد گردید، وقتى دیده به جهان گشود، جدّش امیرمؤمنان(علیه السلام)در خطِّ جهادِ جنگِ جمل، غرق گرفتارى بود و از آن پس با پدرش امام حسین(علیه السلام) در محنت و گرفتاریهاى فراوان او شریك بود.
او همه این رنج ها را طى كرد و خود به طور مستقل رویاروى گرفتاریها قرار گرفت.
محنت و رنج او وقتى بالا گرفت كه لشكریان یزید در مدینه وارد مسجد رسول اللّه شدند و اسب هاى خویش را در مسجد بستند، یعنى همان جایى كه انتظار آن مىرفت مكتب رسالت و افكار مكتبى در آنجا انتشار یابد، امّا برعكس، آن مكان مقدّس در عهد آن امام تقوا و فضیلت، به دست سپاه منحرف بنىامیّه افتاد و آنان ضمن تجاوز به نوامیس مردم مدینه و كشتار فراوان، بىپروایى را از حدّ گذراندند و حرمت مدفن مقدّس رسول اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم)و مسجدش را هتك نمودند.
امام سجّاد(علیه السلام) براى پیش راندن مسلمانان به سوى نفرت از بنىامیّه و افزودن مبارزه جویى با آنان، تلاش هاى مؤثّرى نمود.
و هر گاه فرصتى به دست مىآمد، مردم را بر ضدّ امویان تحریك مىكرد.
و با احتیاط، برنامه حاكمان منحرف را تحت نظر قرار مىداد.
امام(علیه السلام) براى آگاهى مردم، اسلوب دعا را به كار برد، به طورى كه دعاهاىآن حضرت، رویدادهاى عصر او را تفسیر مىكند.
صحیفه سجّادیّه كه به زبور آل محمّد مشهور است، اثر بىنظیرى است كه در جهان اسلام، جز قرآن كریم و نهج البلاغه، كتابى به این عظمت و ارزش، پدید نیامده كه پیوسته مورد توجه بزرگان و علما و مصنّفان باشد.
از دیگر آثار ارزنده به جا مانده از امام سجّاد(علیه السلام)، مجموعه اى تربیتى و اخلاقى است به نام رساله حقوق كه امام(علیه السلام) در آن وظایف گوناگون انسان را در برابر خدا و خود و دیگران، با بیانى شیوا و گویا بیان كرده است.
مجموعه حقوقى كه در این رساله ذكر شده جمعاً 51 حقّ مىباشد.

برای مشاهده ادامه سیره امام سجاد (ع) بر لینک ادامه مطلب کلیک کنید.



ادامه مطلب


نوع مطلب : زندگی و سیره چهارده معصوم(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 9 شهریور 1390

زندگی و سیره ی امام محمّد باقر (ع)


پرتوى از سیره و سیماى امام محمّد باقر (ع)

حضرت امام محمّد باقر(علیه السلام) اوّل ماه رجب، یا سوم صفر سال 57 هجرى قمرى در مدینه متولّد گردید.
پدر بزرگوارش، حضرت على بن الحسین ، زین العابدین(علیه السلام)، و مادر مكرّمه اش ، فاطمه معروف به «امّ عبدالله» دختر امام حسن مجتبى مىباشد.
از این رو، آن حضرت از ناحیه پدر و مادر به بنىهاشم منسوب است.
شهادت امام باقر(علیه السلام) در روز دوشنبه 7 ذیحجّه سال 114 هجرى قمرى در 57 سالگى، به دستور هشام بن عبدالملك خلیفه اموى، به وسیله خوراندن سمّ، اتّفاق افتاد و مزار شریفش در مدینه در قبرستان بقیع مىباشد.
آن حضرت یكى از اطفال اسیر فاجعه كربلا مىباشد كه در آن وقت سه سال و شش ماه و ده روز از سنّ مباركش گذشته بود.
حضرت باقر(علیه السلام) به علم و دانش و فضیلت و تقوا معروف بود و پیوسته مرجع حلّ مشكلات علمى مسلمانان به شمار مىرفت.
وجود امام محمّد باقر(علیه السلام) مقدّمه اى بود براى اقدام به وظایف دگرگون سازى امّت.
زیرا مردم، او را نشانه هاى فرزند كسانى مىشناختند كه جان خود را فدا كردند تا موج انحراف ـ كه نزدیك بود نشانه هاى اسلام را از میان ببرد ـ متوقّف گردد.
آنان از این رو قربانى شدند تا مسلمانان بدانند كه حكّامى كه به نام اسلام حكومت مىكنند، از تطبیق اسلام با واقعیت آن به اندازه اى دوراند كه مفاهیم كتاب خدا و سنّت رسول اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم) در یك طرف قرار دارد و آن حاكمان منحرف در طرف دیگر.
امام باقر(علیه السلام) بر آن شد تا انحراف حاكمان و دورى آنان از حقایق اسلام را به مردم بفهماند و براى مسلمانان آشكار سازد كه چنان امورى تحقّق یافته است.
هشام بن عبدالملك خلیفه نابكار اموى وقتى به امام(علیه السلام) اشارت مىكند و مىپرسد كه این شخص كیست؟ به او مىگویند او كسى است كه مردم كوفه شیفته و مفتون اویند.
این شخص، امام عراق است.
در موسم حجّ، از عراق و خراسان و دیگر شهرها، هزاران مسلمان از او فتوا مىخواستند و از هرباب از معارف اسلام از او مىپرسیدند.
این امر اندازه نفوذ وسیع او را در قلوب توده هاى مردم نشان مىداد.
از سوى فقیهان بزرگ كه وابسته به حوزه هاى فكرى و علمى بودند، مسائل دشوار در محضر او مطرح مىشد و گفتگوهاى بسیار با امام به عمل مىآمد، از او پاسخ مىخواستند تا امام را در تنگنا قرار دهند و در مقابل مردم او را به خاموشى وادارند، ولى آن حضرت با پاسخ هاى قانع كننده و مستدلّ و محكم خود آنان را به اعجاب وامىداشت.
حوزه علمى او براى صدها دانشمند و محدّث كه تربیت كرده بود پایگاهى مهّم به شمار مىآمد.
جابر جعفى گوید: «ابوجعفر هفتاد هزار حدیث براى من روایت كرد.» و محمّد بن مسلم گوید: «هر مسئله كه در نظرم دشوار مىنمود از ابوجعفر(علیه السلام)مىپرسیدم تا جایى كه سى هزار حدیث از او سؤال كردم.»امام باقر(علیه السلام) شیعیان خود را چنین وصف مىكند:«همانا شیعه ما، شیعه على، با دست و دل گشاده و از سر گشاده دستى و بىریایى از ما طرفدارى مىكنند و براى زنده نگاه داشتن دین، متّحد و پشتیبان ما هستند. اگر خشمگین گردند، ستم نمىكنند و اگر خرسند باشند از اندازه نمىگذرند. براى آن كس كه همسایه آنان باشد بركت دارند و با هر كس كه با آنان مخالف باشد طریق مسالمت پیش مىگیرند. و شیعه ما اطاعت خدا مىكند.»

امام باقر(علیه السلام) و خلفاى جور

امام باقر(علیه السلام) با پنج خلیفه از خلفاى بنىامیّه معاصر بود كه عبارتند از:1ـ ولید بن عبدالملك 2ـ سلیمان بن عبدالملك 3ـ عمر بن عبدالعزیز 4ـ یزید بن عبدالملك 5ـ هشام بن عبدالملك.
و همه آنان جز عمر بن عبدالعزیز در ستمگرى و استبداد و خودكامگى دست كمى از نیاكان خود نداشتند و پیوسته براى امام باقر(علیه السلام)مشكلاتى فراهم مىنمودند.
ولى در عین حال، او از طریق تعلیم و تربیت، جنبشى علمى به وجود آورد و مقدّمات تأسیس یك مركز علمى اسلامى را در دوران امامت خود پىریزى كرد كه در زمان فرزند بزرگوارش امام جعفر صادق(علیه السلام) به نتیجه كامل رسید.
روش كار پیشوایان ما به ویژه امام سجّاد و امام باقر(علیهم السلام) كه در اوضاع فشار و خفقان به سر مىبردند به شیوه مخفى و زیرزمینى بود، شیوه اى كه موجب مىشد كسى از كارهاى آنان مطّلع نشود.
همین كارهاى پنهانى، گاهى كه آشكار مىشد، خلفا را سخت عصبانى مىنمود در نتیجه، وسایل تبعید و زندانى آنها فراهم مىشد.
سرانجام، امام باقر(علیه السلام) كه پیوسته مورد خشم و غضب خلیفه وقت، هشام بن عبدالملك بود، به وسیله ایادى او مسموم شد و در سال 114 هجرى به شهادت رسید. جنازه آن بزرگوار، كنار قبر پدر بزرگوارش، در قبرستان بقیع، به خاك سپرده شد.

برای مشاهده ادامه سیره امام محمّد باقر (ع) بر لینک ادامه مطلب کلیک کنید.




ادامه مطلب


نوع مطلب : زندگی و سیره چهارده معصوم(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 9 شهریور 1390


زندگی و سیره ی امام جعفر صادق (ع)


پرتوى از سیره و سیماى امام جعفر صادق (ع)

امام صادق(علیه السلام) در روز 17 ربیع الاوّل سال 83 هجرى قمرى در مدینه متولّد گردید.
پدر گرامى آن حضرت، امام محمّد باقر(علیه السلام) و مادر ارجمندش امّ فروه، دختر قاسم بن محمّد بن ابىبكر مىباشد.
نام شریفش جعفر ولقب معروفش صادق و كنیه اش ابوعبداللّه مىباشد.
شهادت آن حضرت در 25 شوّال سال 148 هجرى قمرى، در 65 سالگى، به دستور منصور دوانیقى، خلیفه ستمگر عبّاسى، به وسیله سمّى كه به آن بزرگوار خوراندند، در شهر مدینه اتّفاق افتاد، و محلّ دفنش در قبرستان بقیع است.

برنامه امام صادق(علیه السلام)

امام جعفر صادق(علیه السلام) تلاش و كوشش خود را با مساعى علمى سخت كوشانه آغاز و حوزه فكرى و ثمربخش خویش را كه بزرگان فقها و متفكّران از آن بیرون آمدند، در صفوف امّت، افتتاح كرد، و با تربیت شاگردانى دانشمند، ذخیره علمى بزرگى براى امّت برجاى گذاشت.
بعضى از شاگردان نامى آن بزرگوار عبارتند از: هشام بن حكم و مؤمن الطّاق و محمّد بن مسلم و زرارة بن اعین و غیر آنان كه هر یك چهره هاى درخشانى از تربیت شدگان مكتب آن حضرتاند.
حركت علمى او آن سان گسترش یافت كه سراسر مناطق اسلامى را دربر گرفت و مردم از علم او چیزها مىگفتند و شهرتش در همه شهرها پیچیده بود.
جاحظ در مورد امام صادق(علیه السلام) گوید:«امام صادق چشمه هاى دانش و حكمت را در روى زمین شكافت و براى مردم درهایى از دانش گشود كه پیش از او معهود نبود و جهان از دانش وى سرشار گردید.»هدف امام صادق(علیه السلام) از گسترش برنامه فرهنگى، چاره جهل امّت و تقویت عقیده به مكتب اسلام و نیز ایستادگى در برابر امواج كفرآمیز و شبهه هاى گمراه كننده و حلّ مشكلات ناشى از انحراف حكومت بود.

تلاش آن حضرت از طرفى مقابله با امواج ناشناخته و فاسد اوضاع سیاسى عهد امویان و عبّاسیان بود كه انحرافات عقیدتى آن، بیشتر معلولِ ترجمه كتابهاى یونانى و فارسى و هندى و پدیدآمدن گروه هاى خطرناك از جمله غُلات و زندیقان و جاعلان حدیث و اهل رأى و متصوفّه بود كه زمینه هاى مساعد رشد انحراف را به وجود آورده بودند.
امام(علیه السلام) در برابر تمامى آنها ایستادگى كرد و در سطح علمى، با همه مشاجره و مباحثه كرد و خطّ افكارشان را براى ملّت اسلام افشا نمود و از طرف دیگر، با تلاش هاى خستگى ناپذیر، مفاهیم عقیدتى و احكام شریعت را منتشر ساخت و آگاهى علمى را پراكند و توده هاى عظیم دانشمندان را به منظور آموزش مسلمانان مجهّز ساخت.
امام صادق(علیه السلام) مسجد پیامبر را در مدینه محلّ تدریس خویش قرار داد و مردم دسته دسته از دور و نزدیك به آنجا مىشتافتند و سؤالات گوناگون خود را مطرح و جواب لازم را دریافت مىنمودند.
از جمله استفاده كنندگان از محضر آن بزرگوار، مالك بن انس و ابوحنیفه و محمّد بن حسن شیبانى و سفیان ثورى و ابن عیینه و یحیى بن سعید و ایّوب سجستانى و شعبة بن حجّاج و عبدالملك جریح و دیگران بودند.
امام صادق(علیه السلام) به پیروان خود فرمان داد كه به حاكم منحرف پناه نبرند و از داد و ستد و همكارى با او خوددارى كنند و به اصحاب و دوستان خود سفارش مىكرد كه در هر كار، مخفیانه عمل كنند و تقیّه را رعایت نمایند و در هر عملى كه انجام مىدهند توجّه كامل داشته باشند كه دشمنان و مخالفانشان متوجّه آن نشوند.
آن حضرت مردم را بر آن مىداشت تا در شورشى كه زید بن على بن الحسین(علیه السلام) بر ضدّ دولت امویان كرده بود، پشتیبان زید باشند.
هنگامى كه خبر قتل زید به او رسید بسیار ناراحت شد و اندوهى عمیق به او دست داد و از مال خود به خانواده هر یك از یاران زید كه با او در آن واقعه آسیب دیده بودند هزار دینار داد.
و نیز هنگامى كه جنبش بنىالحسن(علیه السلام) شكست خورد، امام را حزن و اندوه فرا گرفت و سخت بگریست و مردم را مسئول كوتاهى در برابر آن جنبش دانست.
با این حال، آن حضرت از در دست گرفتن حكومت خوددارى فرمود و این كار را به وقتى موكول كرد كه نقش دگرگون سازى امّت را ایفا كند و در مجراى افكار امّت تأثیر گذارد و انحراف هاى گوناگونى را كه واقعیّت سیاسى و اجتماعى به وجود آورده بود تصحیح نماید، آن گاه در داخل امّت عهده دار تجدید بنا شود و امّت را آماده سازد تا در سطحى درآیند كه بتوانند حكومتى را كه خود مىخواهند، تشكیل دهند.

برای مشاهده ادامه سیره امام جعفرصادق (ع) بر لینک ادامه مطلب کلیک کنید.



ادامه مطلب


نوع مطلب : زندگی و سیره چهارده معصوم(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 9 شهریور 1390

زندگی و سیره ی امام موسی کاظم (ع)

پرتوى از سیره و سیماى امام موسی کاظم (ع)

حضرت امام موسى بن جعفر(علیه السلام)، معروف به كاظم و باب الحوائج و عبد صالح در روز یكشنبه 7 صفر سال 128 قمرى در روستاى «ابواء»، دهى در بین مكّه و مدینه، متولّد گردید.
نام مادر آن حضرت، حمیده است.
آن حضرت در 25 رجب سال 183 قمرى، در زندان هارون الرّشید عبّاسى در بغداد، در 55 سالگى به دستور هارون مسموم گردید و به شهادت رسید.
مرقد شریفش در كاظمین، نزدیك بغداد، زیارتگاه شیفتگان حضرتش مىباشد.
امام موسى بن جعفر همان راه و روش پدرش حضرت صادق(علیه السلام) را بر محور برنامه ریزى فكرى و آگاهى عقیدتى و مبارزه با عقاید انحرافى، ادامه داد.
آن حضرت با دلائل استوار، بىمایگىِ افكار اِلحادى را نشان مىداد و منحرفان را به اشتباه راه و روششان آگاه مىساخت.
كمكم جنبش فكرى امام(علیه السلام)درخشندگى یافت و قدرت علمىاش دانشمندان را تحت الشعاع خود قرار داد.
این كار بر حاكمان حكومت عبّاسى سخت و گران آمد و به همین دلیل با شیفتگان مكتبش با شدّت و فشار و شكنجه برخورد كردند.
از اینرو،امام كاظم(علیه السلام) به یكى از شاگردان معروفش به نام هشام هشدار داد به خاطر خطرهاى موجود، از سخن گفتن خوددارى كند و هشام هم تا هنگام مرگ خلیفه از بحث و گفتگو خوددارى كرد.
ابن حجر هیتمى گوید:«موسى كاظم وارث علوم و دانش هاى پدر و داراى فضل و كمال او بود وى در پرتو عفو و گذشت و بردبارى فوق العاده كه در رفتار با مردمِ نادانِ زمان از خود نشان داد، لقب كاظم یافت، و در زمان او هیچ كس در معارف الهى و دانش و بخشش به پایه او نمىرسید.»امام كاظم(علیه السلام) در برابر دستگاه ظلم و ستم عبّاسى موضع سلبى و منفى را در پیش گرفت و دستور داد تا شیعیان در دعاوى و منازعات خود، به دستگاه دولتى روى نیارند و به آنان شكایت نبرند و سعى كنند با قرار دادن قاضى تحكیم در میان خویش، منازعات را فیصله دهند.
امام(علیه السلام) درباره حاكمان غاصب زمانش فرمود: «هر كس بقاى آنان را دوست داشته باشد از آنان است و هر كس از آنان باشد وارد آتش گردد.» بدین وسیله آن حضرت، خشم و نارضایتى خود را از حكومت هارون پیاپى ابراز مىفرمود و همكارى با آنان را در هر صورت حرام مىدانست و اعتماد و تكیه بر آنان را منع مىكرد و مىفرمود: «برآنان كه ستمكاراند تكیه مكنید كه گرفتار دوزخ مىشوید.»امام كاظم(علیه السلام)، على بن یقطین، یكى از یاران نزدیك خویش را از این فرمان استثنا كرد و اجازت داد تا منصب وزرات را در روزگار هارون عهده دار گردد و پیش از او، منصب زمامدارى را در ایّام مهدى بپذیرد.
او نزد امام موسى(علیه السلام)رفت و از او اجازت خواست تا استعفا دهد و منصب خود را ترك كند، امّا امام او را از این كار بازداشت و به او گفت: «چنین مكن، برادران تو به سبب تو عزّت دارند و به تو افتخار مىكنند، شاید به یارى خدا بتوانى شكست ها را درمان كنى و دست بینوایى را بگیرى یا به دست تو، مخالفان خدا درهم شكسته شوند.
اى على! كفّاره و تاوان شما، خوبى كردن به برادران است، یك مورد را براى من تضمین كن، سه مورد را برایت تضمین مىكنم، نزد من ضامن شو كه هر یك از دوستان ما را دیدى نیاز او را برآورى و او را گرامى دارى و من ضامن مىشوم كه هرگز سقف زندانى بر تو سایه نیفكند و دم هیچ شمشیر به تو نرسد و هرگز فقر به سراى تو پاى نگذارد.
اى على! هر كس مؤمنى را شاد سازد، اوّل خداى را و دوم پیامبر را و در مرحله سوم ما را شاد كرده است.»

سخن چینى درباره امام(علیه السلام)

پاره اى از فعّالیّت هاى امام كاظم(علیه السلام) به وسیله سخن چینان به هارون الرّشید مىرسید و این امر، كینه و خشم او را برمىانگیخت.
یك بار به او خبر دادند كه از سراسر جهان اسلام، اموالى هنگفت نزد امام موسى بن جعفر(علیه السلام) جمع آورى مىگردد و از شرق و غرب براى او حمل مىشود و او را چندین بیت المال است.
هارون به دستگیرى امام(علیه السلام) و زندانى كردن او فرمان داد، یحیى برمكى آگاه شد كه امام(علیه السلام) در پى كار خلافت براى خویش افتاده است و به پایگاه هاى خود در همه نقاط كشور اسلامى نامه مىنویسد و آنان را به سوى خویش دعوت مىكند و از مردم مىخواهد كه بر ضدّ حكومت قیام كنند، یحیى به هارون خبر داد و او را علیه امام(علیه السلام) تحریك كرد.
هارون امام را به زندان افكند و از شیعیانش جدا ساخت و امام(علیه السلام) روزگارى دراز، شاید حدود چهارده سال، در زندان هارون گذراند.
امام(علیه السلام) در زندان نامه اى به هارون فرستاد و در آن نامه نفرت و خشم خود را به او ابراز فرمود، متن نامه چنین است:«هرگز بر من روزى پربلا نمىگذرد، كه بر تو روزى شاد سپرى مىگردد، ما همه در روزى كه پایان ندارد مورد حساب قرار مىگیریم و آنجاست كه مردم فاسد زیان خواهند دید.»امام كاظم(علیه السلام) در زندان، شكنجه ها و رنجهاى فراوان را تحمّل كرد، دست و پاى مباركش را به زنجیر مىبستند و آزارهاى كشنده بر او روا مىداشتند.
سرانجام زهرى كشنده به او خوراندند و مظلومانه او را به شهادت رساندند.

برای مشاهده ادامه سیره امام موسی کاظم (ع) بر لینک ادامه مطلب کلیک کنید.




ادامه مطلب


نوع مطلب : زندگی و سیره چهارده معصوم(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 9 شهریور 1390

زندگی و سیره ی امام رضا (ع)

پرتوى از سیره و سیماى امام رضا (ع)

حضرت على بن موسى، ملقّب به رضا، در سال 148 هجرى قمرى در روز 11 ذیقعده در مدینه به دنیا آمد. پدر آن حضرت، امام موسى بن جعفر و مادرش بانویى بزرگوار به نام نجمه بود. كه او را سمانه و تُكْتَمْ و طاهره نیز مىگفتند. بعد از شهادت امام كاظم(علیه السلام)، آن حضرت در 35 سالگى عهدار دار مسئولیت امامت و حفظ مبانى اسلامى و رهبرى شیعیان گردید.
مدّت امامت امام هشتم در حدود بیست سال بود كه مىتوان آن را به سه بخش جداگانه تقسیم كرد: 1ـ ده سال اوّل امامت آن حضرت كه همزمان با دوره زمامدارى هارون بود. 2ـ پنج سال بعد از آن كه مقارن با خلافت امین، فرزند هارون بود. 3ـ پنج سال آخر امامت آن بزرگوار كه مصادف با خلافت مأمون و تسلّط او بر قلمرو اسلامى آن روز بود.
امام رضا(علیه السلام) در هر یك از این سه دوره، به مقتضاى مسئولیت خطیر امامت، با اوضاع و احوال پیچیده خلافت آن روز كه به نام اسلام بر مردم حكومت مىشد و با وجود نابسامانى هاى زیادى كه از جهات مختلف در زندگى اجتماعى مردم وجود داشت، وظایف متناسب خود را در راه خدمت به اسلام انجام مىداد.
امام هشتم تا آنجا كه قدرت و امكان داشت از فرصتى كه در سه سال آخر عمرش پیش آمد، در بیدارى مردم و توجّه دادن آنان به اصول مسائل و پرده برداشتن از چگونگى اغفال آنان به صورت ها و عناوین گوناگون، حدّاكثر استفاده را نمود.
شهادت آن حضرت در سال 203 هجرى در سناباد نوقان، كه امروز یكى از محله هاى مشهد است، در 55 سالگى، به وسیله سمّى كه مأمون به او خوراند، اتّفاق افتاد.
اكنون مزار و مرقد شریفش بزرگترین زیارتگاه در ایران اسلامى، در شهر مقدّس مشهد، مورد توجّه شیفتگان حضرتش مىباشد.

سفر امام رضا(علیه السلام) به ایران

مأمون كه در زمان پدرش از طرف وى والى خراسان بود، بعد از درافتادن با برادرش امین و كشتن او، مركز خلافت را از بغداد به مرو منتقل كرد.
بعد از استقرار حكومت مطلقه، دو چیز او را واداشت كه از امام على بن موسى الرّضا(علیه السلام) دعوتى مصرّانه به عمل آورد تا حضرت را به زور و اكراه هم كه شده به مقرّ حاكمیّت خود بكشاند:1ـ خالى بودن دستگاه حكومتى از وجود یك ركن مهمّ علمى و معنوى،2ـ جلوگیرى از نفوذ چشمگیر مردم آگاه، به ویژه طرفداران آل على(علیه السلام).
مأمون گمان مىكرد با آمدن على بن موسى الرّضا(علیه السلام) به ایران، ضمن پر شدن خلأ علمى و معنوى، با عَلَم كردن ولیعهدىِ آن حضرت، در ظاهر به خواسته هاى طرفداران آل على و پیروان امام هشتم جامه عمل پوشانده مىشود و آرامشى در قلمرو حكومت ایجاد و راه بهره بردارى هاى سیاسى هم هموار مىگردد، یا دستكم با این اقدام، سرپوشى روى كارهایى كه شده و یا در شرف انجام است، گذاشته مىشود.

برای مشاهده ادامه سیره امام رضا (ع) بر لینک ادامه مطلب کلیک کنید.



ادامه مطلب


نوع مطلب : زندگی و سیره چهارده معصوم(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 9 شهریور 1390


زندگی و سیره ی امام جواد (ع)

پرتوى از سیره و سیماى امام جواد(ع)

در تاریخ ولادت حضرت امام محمّد تقى، ملقّب به جواد، اختلاف است.
قول مشهور این است كه آن حضرت در دهم رجب سال 195 قمرى در مدینه چشم به جهان گشوده است.
كنیه آن حضرت ابوجعفر و پدر گرامىاش حضرت على بن موسى الرّضا و مادر بزرگوارش سبیكه، معروف به خیزران است.
دوران زندگى جوادالأئمّه(علیه السلام)مصادف با دوران حكومت مأمون و معتصم عبّاسى بود و معتصم در بغداد تصمیم به قتل آن حضرت گرفت و سرانجام به وسیله أُمّ الفضل ، همسر امام و دختر مأمون، آن پیشواى معصوم را در 25 سالگى، مسموم كرد و به شهادت رساند.
زندگانى امام محمّد تقى، جوادالأَئِمّة(علیه السلام)، ادامه راه خطّ و روش پدرش حضرت امام رضا(علیه السلام) بود.
مأمون كوشش مىكرد كه دل امام را به دست آورد و او را به دارالخلافه نزدیك كند.
او توطئه خود را براى از میان بردن جنبش و حركت تشیّع در چهارچوب خلافت عبّاسیان همچنان ادامه مىداد و هدفش این بود كه بین امام و پایگاه مردمى او فاصله اندازد و آن حضرت را از مردم دور سازد، ولى مىخواست به طریقى این نقشه را اجرا كند كه مردم تحریك نشوند.
مأمون، بر اساس همان نقشه قدیمى، در جامه دوستدار امام ظاهر شد و «امّ الفضل» دختر خود را به ازدواج او درآورد تا از تأیید امام(علیه السلام)برخوردار باشد و اصرار كرد كه با كمال عزّت در كاخ مجلّل او زندگى كند.
امّا امام پافشارى مىورزید كه به مدینه بازگردد تا نقشه مأمون را در كسب تأیید امام براى پایدارى خلافتى كه غصب كرده بود، نقش بر آب سازد و مشروعیّت حكومت او را در دل مردم خدشهدار نماید.
امام جواد(علیه السلام) خطّ پدر بزرگوارش را ادامه داد و به آگاهى فكرى و عقیدتى دست یازید، فقیهان را از بغداد و شهرهاى دیگر، پیرامون خود، در مدینه فراهم آورد تا با او مناظره كنند و از او بپرسند و از راهنمایىهاى او بهره برگیرند.
شیخ مفید - رضوان اللّه علیه - گوید: «مأمون، امام جواد را دوست مىداشت، زیرا با وجود كمىِ سنّ، شخصى فاضل بود و به درجه والا از علم و دانش رسیده بود و در ادب و حكمت و كمال عقل، مقامى داشت كه هیچ یك از مشایخ زمان، با او برابرى نمىتوانست كرد.»صغر سنّ امام(علیه السلام) از پدیده هاى اعجازآمیز اوست كه در روحیه حاكمان آن زمان اثرى فوق العاده گذاشته بود.
وقتى پدر بزرگوارش درگذشت، از عمر امام جواد حدود هشت سال بیش نگذشته بود و در همان سنّ، عهده دار منصب امامت گردید.
امام(علیه السلام) با پایگاههاى مردمى طرفدار و مؤمن به رهبرى و امامتش به طور مستقیم در مسائل دینى و قضایاى اجتماعى و اخلاقى در تماس بود.
وقتى مأمون، امام(علیه السلام) را به بغداد یا مركز خلافت آورد، امام(علیه السلام)اصرار ورزید تا به مدینه بازگردد، مأمون با این درخواست موافقت كرد و آن حضرت بیشتر عمر شریف خود را در مدینه گذراند.

برای مشاهده ادامه سیره امام جواد (ع) بر لینک ادامه مطلب کلیک کنید.




ادامه مطلب


نوع مطلب : زندگی و سیره چهارده معصوم(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 9 شهریور 1390

زندگی و سیره ی امام هادی (ع)

پرتوى از سیره و سیماى امام هادی (ع)

حضرت امام على النّقى، ملقّب به هادى، فرزند امام جواد(علیه السلام) در 15 ذىحجّه سال 212 هجرى در مدینه به دنیا آمد.
نام مادر بزرگوارش، سمانه، معروف به سیّده است.
آن حضرت و در سوم رجب سال 254 در 42 سالگى در شهر «سامرّا» بر اثر زهرى كه به دسیسه «معتزّ»، خلیفه عبّاسى، توسط «معتمد» عبّاسى، به آن حضرت خوراندند به شهادت رسید.
امام هادى پس از شهادت پدر بزرگوارش در محیط پر از خفقان و وحشتى كه متوكّل عبّاسى به وجود آورده بود به سختى مىزیست.
خلیفه غاصب با حمله به یاران امام(علیه السلام)و ویران ساختن قبر حضرت امام حسین(علیه السلام)، شیعیان را بیش از پیش، دچار رعب و وحشت كرد و امام را از آنان دور ساخت و دستور داد تا آن بزرگوار را به سامرّا آوردند.
متوكّل به وسیله یحیى بن هرثمه، یكى از فرماندهان ارتش خود، نامه اى براى امام فرستاد و سپاهى را با یحیى همراه كرد تا به مدینه روند و خانه امام هادى را بازرسى كنند، بلكه مدركى بجویند تا آن حضرت را محكوم به توطئه و اقدام علیه دولت كند.
هرثمه گوید: سراى امام را بازرسى كردم و در آن جز قرآن و دعا و كتب علمى چیزى نیافتم.
هدف متوكّل از احضار امام(علیه السلام) به سامرّا نزد خود و یارانش، محو كردن او در حاشیه دربار خلافت بود تا آن حضرت را زیر نظر گیرد.
امام(علیه السلام) توجّه داشت كه سیاست ستمگرانه آنان به او، روز به روز، تندتر و بیشتر مىشود، تا جایى كه متوكّل در پایان حكومت خود، به علّت سعایتها و خبرچینى ها بر ضدّ امام(علیه السلام)، او را زندانى كرد.
یحیى بن اكثم به متوكّل گفت: دوست ندارم پس از پرسش هاى من از این مرد چیزى پرسیده شود، زیرا وقتى آشكار گردد كه او دانشمند است رافضیان تقویت مىگردند.
امام(علیه السلام) با كوشش خستگىناپذیر و فراوان، پایگاه هاى مردمى خود را تا سر حدّ امكان تقویت مىكرد تا در برابر مشكلات، نیرویى پایدار به دست آورد و مجهّز و آماده باشد.
براى امام هادى(علیه السلام) از راههاى پنهانى و آشكار، مبالغى از بابت خمس و زكات و خراج مىرسید كه آنها را در مصالح عمومى اسلام به مصرف مىرسانید تا جنبش فرو ننشیند


برای مشاهده ادامه سیره امام هادی (ع) بر لینک ادامه مطلب کلیک کنید.



ادامه مطلب


نوع مطلب : زندگی و سیره چهارده معصوم(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 5 خرداد 1391


زندگی و سیره ی امام حسن عسگری (ع)

پرتوى از سیره و سیماى امام حسن عسگری (ع)

امام حسن عسكرى، فرزند امام هادى(علیه السلام)، در روز هشتم ربیع الثّانى یا 24 ربیع الاوّل سال 232 هجرى قمرى در مدینه به دنیا آمد.
نام مادر گرامى آن حضرت را، سوسن و بعضى «سلیل» و «حُدَیْث» نیز گفته اند.
او در هشتم ربیع الاوّل سال 260 هجرى قمرى با توطئه معتمد خلیفه عبّاسى در شهر سامرّا، در 28 سالگى به شهادت رسید.
آن حضرت بعد از شهادت پدر بزرگوارش در 22 سالگى به مقام امامت رسید.
برنامه و مواضع او به عنوان مرجع فكرى شیعیان قلمداد گردید و مصالح عقیدتى و اجتماعى آنان را كاملاً مراعات مىكرد.
در عصر آن حضرت، دشوارى ها و گرفتارى هایى پیش آمد كه از قدرت عبّاسیان كاست، تا جایى كه موالى و تركان بر حكومت دست یافتند، ولى فشار و شكنجه و آزار نسبت به امام و یارانش تخفیف پیدا نكرد.
متوكّل او را به زندان انداخت، بىآن كه سبب آن كار را بگوید! عبّاسیان تلاش مىكردند كه امام عسكرى(علیه السلام) را در دستگاه حكومت وارد كنند تا پیوسته مراقب او باشند و او را از پایگاه هاى خویش و از یاران و پیروانش دور سازند.
آن حضرت نیز مانند پدر بزرگوارش ناچار شد در سامرّا اقامت كند و زیر نظر باشد.
مواضع علمى امام عسكرى(علیه السلام) در پاسخ هاى قاطع و استوار در مورد شبهه ها و افكار كفرآمیز و بیان كردن حقّ، با روش مناظره و گفتگوهاى موضوعى و مناقشه ها و بحثهاى علمى، روز به روز شخصیّت آن حضرت را بارزتر نشان مىداد و مؤمنین را به شخصیّت مكتبى و فكرى خود مجهّز مىنمود و از طرفى پایدارى و ایستادگى آنان را در برابر جریانهاى فكرى خطرناك تضمین مىنمود.
كِنْدى (ابویوسف یعقوب بن اسحاق) فیلسوف عراقى در زمان امام(علیه السلام)، به زعم خود، پیرامون متناقضات قرآنى به خیال خود، كتابى تدوین كرد، امام عسكرى(علیه السلام)به وسیله بعضى از منسوبانِ به حوزه علمى او، با او تماس گرفت و كوشش او را با شكست رو به رو كرد و كِنْدى را قانع نمود كه در اشتباه بوده است، كِنْدى توبه كرد و اوراق خود را سوزانید.
امام(علیه السلام) بیانات علمى قابل توجّهى در باب خلق قرآن براى ابوهاشم جعفرى ایراد فرمود و نیز مطالبى ارزشمند درباب تفسیر قرآن از او نقل شده است.
براى امام عسكرى(علیه السلام) از مناطق گوناگون اسلامى كه پایگاه هاى مردمى او آنجا بود، به وسیله نمایندگانش كه در آن مناطق پراكنده بودند، اموالى فراهم مىآمد، و امام با دقّت بسیار و با روش هاى گوناگون مىكوشید تا آن اموال را كاملاً از چشم دولتیان بپوشاند و پنهانى به مصرف رساند.
دولت عبّاسى در برابر یاران امام(علیه السلام) و در پاگاه هایى كه پشتیبان او بودند، قاطعانه و بىرحمانه ایستادگى مىكرد و براى از میان برداشتن خطّمشى و برنامه امام و پراكنده كردن و وادار كردن یاران او كوشش هاى فراوان به عمل آورد.

برای مشاهده ادامه سیره امام حسن عسگری (ع) بر لینک ادامه مطلب کلیک کنید.



ادامه مطلب


نوع مطلب : زندگی و سیره چهارده معصوم(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 9 شهریور 1390

زندگی و سیره ی امام مهدی (عج)

پرتوى از سیره و سیماى امام مهدی  عج

حضرت مهدى(علیه السلام) در نیمه شعبان سال 255 هجرى در شهر سامرّا متولّد گردید.
نام مشهور مادر آن حضرت، نرجس [نرگس] است.
پنج سال از زندگانى او در حیات پدر بزرگوارش امام حسن عسكرى گذشت.
در آن مدّت، فعّالیّت مهمّ و اساسى امام عسكرى بر دو امر مهمّ متمركز بود:1ـ احتیاط كامل از دستگاه حاكم،2ـ آشنا كردن او با یاران نزدیك خود.
امام مهدى(علیه السلام) پس از پدر، مسئولیت امامت را در سال 260 هجرى در پنج سالگى به عهده گرفت.
خردسالى امام پدیده اى شگفت آور نیست، همان طور كه حضرت یحیى در كودكى صاحب حكم نبوّت شد، چنان كه خداوند در سوره مریم، آیه 12 مىفرماید: «یا یَحْیى خُذِ الْكِتابَ بِقُوَّة وَ آتَیْناهُ الْحُكْمَ صَبِیًّا»اى یحیى! كتاب آسمانى را با نیرو بگیر. و این گونه او را در كودكى حكم نبوّت دادیم.
امام حسن عسكرى(علیه السلام) چند روز پیش از وفات، به دوستان خود، در مجلسى كه چهل تن از یاران وفادارش حضور داشتند و از جمله آنان محمّد بن عثمان و معاویة بن حكیم و محمّد بن ایّوب بودند، چنین فرمود:
«او بعد از من صاحب و خلیفه شماست، او قائمى است، كه گردن ها منتظرانه، به سوى او كشیده مىشود.
هنگامى كه زمین از ستم و ناروا پر شد، خروج مىكند، و زمین را از قسط و عدل سرشار مىسازد.»
غیبت صغرى از سال 260 هجرى تا سال 329 هجرى به طول انجامید.
امام مهدى(علیه السلام) با بعضى از یاران نزدیك خود به طور مستقیم تماس مىگرفت و به آنان توصیه مىفرمود كه مشاهدات خود را در میان مردم تبلیغ كنند و سفارش مىكرد كه مكان و سایر خصوصیّاتى را كه راه وصول به سوى او را براى مقامات دولتى آسان مىساخت، پنهان دارند.
آن حضرت به مسائل گوناگون مردم از طریق وكیلان و سفیران خود، كه مورد اعتماد او بودند، پاسخ مىداد; فقط با كسانى كه اخلاصشان محرز و مورد اطمینان كامل بودند و راز را افشا نمىكردند تماس مىگرفت.
تلاش هاى پیگیر معتمد، خلیفه عبّاسى و پس از او معتضد، براى دستگیرى حضرت مهدى(علیه السلام) بىنتیجه ماند.
مأموران براى چندمین بار در سامرّا خانه امام حسن عسكرى را محاصره كردند، همه جاى خانه را بازرسى نمودند، وقتى وارد خانه شدند از سرداب، بانگ تلاوت قرآن به گوش رسید. بر در سرداب فراهم آمدند و آنجا را محاصره كردند تا كسى نه در آنجا به درون رود و نه از آنجا بیرون آید. فرمانده سربازان بر در ایستاد تا همه سربازان به او پیوستند. امام(علیه السلام) از در سرداب بیرون آمد و از مقابلشان گذشت، وقتى از چشم ناپدید شد، فرمانده گفت: پایین بروید. گفتند آیا او نبود كه از برابر تو گذشت؟ جواب داد: من كسى را ندیدم.
پس چرا او را رها كردید؟ گفتند ما پنداشتیم كه تو او را دیده اى.
اموال و حقوق شرعىاى كه از طرف شیعیان به امام(علیه السلام) مىرسید، توسّط نمایندگان و وكیلان توزیع مىشد و به مصرف واقعى خود مىرسید.
قسمتى از اموال به طور مستقیم به دست امام(علیه السلام)مىرسید و قسمتى را نایب، بر وفق قواعد و احكام اسلامى در صرفِ حقوق، مصرف مىكرد.
وظایف نوّاب آن حضرت، علاوه بر رسیدگى به امور مالى، گرفتن سؤالات و رساندن آن به امام و رساندن پاسخ امام به مردم بود.

نوّاب چهارگانه

نوّاب چهارگانه كسانى بودند كه در غیبت صغرى از طرف امام(علیه السلام)داراى وكالت خاصّه بودند.
آنان به ترتیب و بنا به تسلسل تاریخى عبارت بودند از:1ـ عثمان بن سعید العمرى، مدّت نیابت پنج سال،2ـ محمّد بن عثمان العمرى، مدت نیابت حدود چهل سال،3ـ حسین بن روح نوبختى، مدّت نیابت حدود بیست و یك سال،4ـ و على بن محمّد سمرى، مدّت نیابت سه سال.
و با پایان زندگى این چهار نفر، دوران غیبت صغرى در سال 329 هجرى به پایان رسید و سپس دوران غیبت كبرى آغاز گردید.
تحرّكات و تلاش هاى آنان - بدون این كه مأمورین را به خود جلب كنند - بسیار سرّى بود.
از جمله كوشش هاى آنها حلّ مشكلات علمى و شركت در بحث ها و مناظرات عقیدتى بود كه براى راهنمایى پایگاههاى مردمى یا براى پاسخگویى به شبهه ها و دفاع از اسلام انجام مىشد.
نیابت و نمایندگى خاصّ از طرف امام مهدى(علیه السلام) 69 سال و شش ماه و پانزده روز ادامه داشت و این مدّت، غیبت صغرى نام دارد.
غیبت صغرى در سال 329 پایان یافت.
در آن وقت، عمر امام مهدى(علیه السلام)74 سال بود.
آن گاه غیبت كبرى آغاز گردید تا خداوند حكیم در زمان و شرایط مساعد به آن حضرت اجازه ظهور دهد تا زمین را پر از عدل و داد كند و حكومت واحد جهانى را تشكیل دهد و آرزوى بشریّت را، كه همان تحقّق مدینه فاضله است، محقّق گرداند.
به امید آن روز.

برای مشاهده ادامه سیره امام مهدی (عج) بر لینک ادامه مطلب کلیک کنید.



ادامه مطلب


نوع مطلب : زندگی و سیره چهارده معصوم(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 9 شهریور 1390





موضوعات
پیوند روزانه
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی